نه چشمانم رومی بندم نه گوشهایم رومیگیرم
نه چشمانم رومی بندم نه گوشهایم رومیگیرم
میخواهم و ببینم و بشنوم لحظهای نبودنت را
تمام امیدآمدنت را
آری من اینجا چشمانم رابه راه آمدنت دوخته ام
گوش به آهنگ قدمهایت همانایی که برای به هم رسیدن برمیداری
امیده آمدنت تمام لحظهایم روپر میکنه
عطره نفسهایت در ذهنم می پیچد ومن اما اونقدرنزدیک میبینمت که گرمی آغوشت ،هرم نفسهایت ،لذت بوسهایت ،حتی نوازش دستهایت روحس میکنم.
دوری و دیرمیشود که بیایی میدونم.
امااونقدر نزدیک می دانمت که گویی هرلحظه بامن هستی اینجا کناره من در واج واج کلماتم
می آیی میدانم
اونقدرمنتظر میمانم تاچشمهایم نوید آمدنت رو به قلبم بدهند ، چشمانم منتظره دیدنته.
میخواهم و ببینم و بشنوم لحظهای نبودنت را
تمام امیدآمدنت را
آری من اینجا چشمانم رابه راه آمدنت دوخته ام
گوش به آهنگ قدمهایت همانایی که برای به هم رسیدن برمیداری
امیده آمدنت تمام لحظهایم روپر میکنه
عطره نفسهایت در ذهنم می پیچد ومن اما اونقدرنزدیک میبینمت که گرمی آغوشت ،هرم نفسهایت ،لذت بوسهایت ،حتی نوازش دستهایت روحس میکنم.
دوری و دیرمیشود که بیایی میدونم.
امااونقدر نزدیک می دانمت که گویی هرلحظه بامن هستی اینجا کناره من در واج واج کلماتم
می آیی میدانم
اونقدرمنتظر میمانم تاچشمهایم نوید آمدنت رو به قلبم بدهند ، چشمانم منتظره دیدنته.
- ۷۷۹
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط