{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این سرمن ودست تو

این سرمن ودست تو
بزن سنگ
که جاری شود زین دشت سیاه
رودی سرخ
شایدبشکوفددراین سیاهی لاله ای غمگینی
شاید دل سنگ ین دستی چون تو
چیند گل غمگین این غمگین را
شاید
دیماه 92
تقدیم به کسانیکه بانثار عشق ومحبتشان شادی بخش زندگی اطرافیان خود هستند حتی درویس
دیدگاه ها (۶)

ای که تو راکوه نامم کم است.ای که تورا سرو نامم کم است.ای که ...

یانور یا نور یانورگفتم یایایاوبایاها رفتم بنوردراز کردم دست ...

سلام اقایم کجایید که دل تنگ نگاه ولبخنده ای پس پرده تانم کجا...

نخست ، هیچ نبود . بیابان بود ، و باران بود ، و سنگ . باران ،...

سرباز،،از خنده ی اطرافیان ش سخت برآشفته شد،،کلاه خودش رو بر ...

.با امیدی گرم و شادی بخش با نگاهی مست و رؤیائی دخترک افسانه ...

با امیدی گرم و شادی بخشبا نگاهی مست و رویاییدخترک افسانه می ...

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

داستان گل و بلبل...در گلستانی هنگام خزانرهگذر بود یکی تازه ج...

معصومعلی مسکینی

رمان گناهکار قسمت نهم (735)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط