ای که تو راکوه نامم کم است.
ای که تو راکوه نامم کم است.
ای که تورا سرو نامم کم است.
ای که تورا دریا نامم کم است.
دانم؛
که درلفظ نامت همه چیز گنجد،
ولی باز ازهمه چیز برتراست.
ومن!
برسرآستانت سرتعظیم فرودآرم
وگویم
مادر
تابیدن نور رادیدم،
درگوشه ای از مریض کده ات،
دیدم که خداوند
بربالینت نوری روان ساخته بود.
نوری ازنورش
دستی ازدستش
تابگیرد دستت
گاش گاش
چشمم بینا بود،
گوشم شنوا بود،
جسمم حاضر بود
تا که افتان وخیزان
می رفتم سمت نورت
می رفتم سمت نورش
فریاد می زدم همچون نعره ای شیران گرسنه
که بگویم:
بدم ،بدتر از بدم
ولی:من کوچکم
ضعیفم
شیرخوار هنوز مادرم
تورا به کوه تورا به سرو تورا به دریا
دستش رانگیر از من
ودستت راگرفت
ومن........
دانم نانصیبم ودگر
بوسیدن وبوییدن جای نورت
دگر بالاوپایین پریدن ها
رنگی ندارد بویی ندارد
چه کنم مادر دگر در برم نیست
تاکنم بویش
وبوسم رویش
پنج شنبه ساعت 2شب
17دیماه 92
تقدیم به اوییکه آرزوی بوییدنش لحظه لحظه ابم می کند.
عاشق مادران تان باشید
یاحق
عکس متعلق بدوران بیماری مادرم
ای که تورا سرو نامم کم است.
ای که تورا دریا نامم کم است.
دانم؛
که درلفظ نامت همه چیز گنجد،
ولی باز ازهمه چیز برتراست.
ومن!
برسرآستانت سرتعظیم فرودآرم
وگویم
مادر
تابیدن نور رادیدم،
درگوشه ای از مریض کده ات،
دیدم که خداوند
بربالینت نوری روان ساخته بود.
نوری ازنورش
دستی ازدستش
تابگیرد دستت
گاش گاش
چشمم بینا بود،
گوشم شنوا بود،
جسمم حاضر بود
تا که افتان وخیزان
می رفتم سمت نورت
می رفتم سمت نورش
فریاد می زدم همچون نعره ای شیران گرسنه
که بگویم:
بدم ،بدتر از بدم
ولی:من کوچکم
ضعیفم
شیرخوار هنوز مادرم
تورا به کوه تورا به سرو تورا به دریا
دستش رانگیر از من
ودستت راگرفت
ومن........
دانم نانصیبم ودگر
بوسیدن وبوییدن جای نورت
دگر بالاوپایین پریدن ها
رنگی ندارد بویی ندارد
چه کنم مادر دگر در برم نیست
تاکنم بویش
وبوسم رویش
پنج شنبه ساعت 2شب
17دیماه 92
تقدیم به اوییکه آرزوی بوییدنش لحظه لحظه ابم می کند.
عاشق مادران تان باشید
یاحق
عکس متعلق بدوران بیماری مادرم
- ۲۳۲
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط