{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون شیشه شدم بعدِتو ای‌عشق شکستم

چون شیشه شدم بعدِتو ای‌عشق شکستم
بـا دیده یِ پُـر خون به رهت باز نشستم

آنـقدر زده هجرِ تـو بر سینه ی من زخم
شد همدمِ من ساقی و پیمانه بـه دسـتم

غیر از تـو کسی راه بـه این سینه ندارد
من بر سر عهدم به تو و عشق تو هستم

بـا اینکه ننوشیده ام از جـامِ لـبانت
امـا زِ خـیالِ لبِ تـو سر خوش و مستم

مِی میچکد از گوشه یِ چشمانِ شرابت
از جـامِ می چشمِ تو، من باده پرستم

رفتی تو ولی من به رهت با دل پر خون
عهدی به جز از عشقِ تو با غیر
دیدگاه ها (۲)

هیچ چیز در دنیابدتر از معمولی شدن برای کسی نیست تبدیل به روز...

دلتنگی ‌ام را به کی بگویم ...؟ وقتی نیستی، تا کجا راه بروم ....

‌امروز هم به رخوت بی بادگی گذشتآری گذشت! مستی دلدادگی گذشتدر...

عاشقانه حرم

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط