چون شیشه شدم بعدِتو ای‌عشق شکستم

چون شیشه شدم بعدِتو ای‌عشق شکستم
بـا دیده یِ پُـر خون به رهت باز نشستم

آنـقدر زده هجرِ تـو بر سینه ی من زخم
شد همدمِ من ساقی و پیمانه بـه دسـتم

غیر از تـو کسی راه بـه این سینه ندارد
من بر سر عهدم به تو و عشق تو هستم

بـا اینکه ننوشیده ام از جـامِ لـبانت
امـا زِ خـیالِ لبِ تـو سر خوش و مستم

مِی میچکد از گوشه یِ چشمانِ شرابت
از جـامِ می چشمِ تو، من باده پرستم

رفتی تو ولی من به رهت با دل پر خون
عهدی به جز از عشقِ تو با غیر
دیدگاه ها (۲)

▦🦋▦🦋▦♥▦🦋▦🦋▦🦋▦باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

مافیای من

«« هفت پیک عشق »»پیک اول را ؛!» که در پیمانه ریخت...آبروما...

«« هفت پیک عشق »»پیک اول را ؛!» که در پیمانه ریخت...آبرومان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط