چون شیشه شدم بعدِتو ایعشق شکستم
چون شیشه شدم بعدِتو ایعشق شکستم
بـا دیده یِ پُـر خون به رهت باز نشستم
آنـقدر زده هجرِ تـو بر سینه ی من زخم
شد همدمِ من ساقی و پیمانه بـه دسـتم
غیر از تـو کسی راه بـه این سینه ندارد
من بر سر عهدم به تو و عشق تو هستم
بـا اینکه ننوشیده ام از جـامِ لـبانت
امـا زِ خـیالِ لبِ تـو سر خوش و مستم
مِی میچکد از گوشه یِ چشمانِ شرابت
از جـامِ می چشمِ تو، من باده پرستم
رفتی تو ولی من به رهت با دل پر خون
عهدی به جز از عشقِ تو با غیر
بـا دیده یِ پُـر خون به رهت باز نشستم
آنـقدر زده هجرِ تـو بر سینه ی من زخم
شد همدمِ من ساقی و پیمانه بـه دسـتم
غیر از تـو کسی راه بـه این سینه ندارد
من بر سر عهدم به تو و عشق تو هستم
بـا اینکه ننوشیده ام از جـامِ لـبانت
امـا زِ خـیالِ لبِ تـو سر خوش و مستم
مِی میچکد از گوشه یِ چشمانِ شرابت
از جـامِ می چشمِ تو، من باده پرستم
رفتی تو ولی من به رهت با دل پر خون
عهدی به جز از عشقِ تو با غیر
- ۱.۴k
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط