{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی


_همینطوره....

×خداروشکر دیشب بینا رو نزاشتم بیاد پیشتون....

+اعع‌‌...هرااا میام میزنم تو دهنتاا

هرا که از خنده نزدیک بود غش کنه دستشو به نشونه ی تسلیم بالا برد

× باشه باشه...


سه نا: یونا جون ، فکر نمیکردم به تیشرتای گشاد علاقه داشته باشی...

منظورش تیشرت من بود ، یونا با لبخند مصنوعی جوابشو داد:

+ خب اینو میگی ؟...

بعد بهم نگاهی انداخت و دستشو روی دستم گذاشت و ادامه داد:

+ مال اقاییمه....

با این حرفش شوکه شدم و آب پرید تو گلوم و شروع به سرفه کردم که خانوم بزرگ بلند شدو به کمرم زد

✓ چیشد پسرم ؟حالت خوبه...


_هیچی ، هیچی خوبم ، فقط آب پرید تو گلوم


✓ شما دوتا ام ساکت باشین دیگه ، چقدر حرف می‌زنین یکی این میپرونه یکی این

+اعع‌‌ خانوم بزرگ...

✓ خب راست میگم دیگه ، سر سفره ساکت باشین ، تو خلوت همو تیکه پاره کنین...

سه نا: من چیزی نگفتم که ، فقط ازش سوال پرسیدم همین‌‌...

+اره، سوالی که خودت جوابشو می‌دونی‌...

_ خانوم بزرگ برو بشین نگران نباش ، منم باید برم ، سوجون ، همراهم میای ؟


® اره بریم...

× من هم امروز با دوتا عروس میرم بیرون یکم بگردیم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۱۲تهیونگ: ول کن خواهرمو یونا : ساکت فقط موهاتو ببند مو ...

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح قصر آرام‌تر از همیشه بود....

خونه‌ی سه شیطونپارت ۴ — نقشه‌ی رهاجونگکوک از صبح یک لحظه هم ...

وقتی بدترین دشمن اعصابت شوهرت میشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط