تابع قوانین جمهوری اسلامی
تابع قوانین جمهوری اسلامی
_همینطوره....
×خداروشکر دیشب بینا رو نزاشتم بیاد پیشتون....
+اعع...هرااا میام میزنم تو دهنتاا
هرا که از خنده نزدیک بود غش کنه دستشو به نشونه ی تسلیم بالا برد
× باشه باشه...
سه نا: یونا جون ، فکر نمیکردم به تیشرتای گشاد علاقه داشته باشی...
منظورش تیشرت من بود ، یونا با لبخند مصنوعی جوابشو داد:
+ خب اینو میگی ؟...
بعد بهم نگاهی انداخت و دستشو روی دستم گذاشت و ادامه داد:
+ مال اقاییمه....
با این حرفش شوکه شدم و آب پرید تو گلوم و شروع به سرفه کردم که خانوم بزرگ بلند شدو به کمرم زد
✓ چیشد پسرم ؟حالت خوبه...
_هیچی ، هیچی خوبم ، فقط آب پرید تو گلوم
✓ شما دوتا ام ساکت باشین دیگه ، چقدر حرف میزنین یکی این میپرونه یکی این
+اعع خانوم بزرگ...
✓ خب راست میگم دیگه ، سر سفره ساکت باشین ، تو خلوت همو تیکه پاره کنین...
سه نا: من چیزی نگفتم که ، فقط ازش سوال پرسیدم همین...
+اره، سوالی که خودت جوابشو میدونی...
_ خانوم بزرگ برو بشین نگران نباش ، منم باید برم ، سوجون ، همراهم میای ؟
® اره بریم...
× من هم امروز با دوتا عروس میرم بیرون یکم بگردیم
_همینطوره....
×خداروشکر دیشب بینا رو نزاشتم بیاد پیشتون....
+اعع...هرااا میام میزنم تو دهنتاا
هرا که از خنده نزدیک بود غش کنه دستشو به نشونه ی تسلیم بالا برد
× باشه باشه...
سه نا: یونا جون ، فکر نمیکردم به تیشرتای گشاد علاقه داشته باشی...
منظورش تیشرت من بود ، یونا با لبخند مصنوعی جوابشو داد:
+ خب اینو میگی ؟...
بعد بهم نگاهی انداخت و دستشو روی دستم گذاشت و ادامه داد:
+ مال اقاییمه....
با این حرفش شوکه شدم و آب پرید تو گلوم و شروع به سرفه کردم که خانوم بزرگ بلند شدو به کمرم زد
✓ چیشد پسرم ؟حالت خوبه...
_هیچی ، هیچی خوبم ، فقط آب پرید تو گلوم
✓ شما دوتا ام ساکت باشین دیگه ، چقدر حرف میزنین یکی این میپرونه یکی این
+اعع خانوم بزرگ...
✓ خب راست میگم دیگه ، سر سفره ساکت باشین ، تو خلوت همو تیکه پاره کنین...
سه نا: من چیزی نگفتم که ، فقط ازش سوال پرسیدم همین...
+اره، سوالی که خودت جوابشو میدونی...
_ خانوم بزرگ برو بشین نگران نباش ، منم باید برم ، سوجون ، همراهم میای ؟
® اره بریم...
× من هم امروز با دوتا عروس میرم بیرون یکم بگردیم
- ۱۵.۷k
- ۰۱ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط