{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرشب اینجا بغلم، جای کسی هست که نیست !

هرشب اینجا بغلم، جای کسی هست که نیست !
و به روی دل من، پای کسی هست که نیست !
گفته بودی که فقط میل به رفتن داری
در سرم " شاید " و " اما "ی کسی هست که نیست !
به امیدت دو بغل سیب و گندم خوردم
من ِ دوزخ زده حوای کسی هست که نیست !
قند خوش باوری ام ، رفته به زیر دندان
در دل قوری شب، چای کسی هست که نیست !
دفترم خسته شد امشب ... و سرم داد کشید !
کنج ماتمکده بلوای کسی هست که نیست !
بعد آن رفتن ِ تو ... شهر به قندیل نشست !
کوچه ها یخ زده ! سرمای کسی هست که نیست !
پشت هر پنجره برف است! فقط برف ... و برف !
روی این شیشه ولی ... های کسی هست که نیست !
کفنم را به تنم کردم و رفتم! اینجا ...
مشتی از خاک ؛
و خرمای کسی هست ...
که نیست !
دیدگاه ها (۳)

خوبه یاد بگیریم که:دخالت در زندگی دیگران"کنجکاوی"نیست "فضولی...

کاش برگردی،این بار میخواهم...سرم را روی آن یکی شانه ات بگذار...

‏ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻫﺴﺖ ﺧﺪﺍ؟؟؟ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺷﻨﯿﺪﻡ .ﮔﻔﺘﻢ ...

سنگ صبور منبه سکوت دلم گوش کنحرفها زیاد استبه زمزمه ی دلم گو...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 6・⁠]⁠ᕗکلاه شنلم رو جلوتر کشی...

همادا

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟔تهیونگ کمی مکث کرد و بعد ل.ب زد. تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط