پناهت میدهم!
پناهت میدهم!
این آغوش به اندازه ی تمام تنهایی های تو باز است
بگذار خیال خام یک شهر هرز بپرد
بگذار تو را عریان،آویزه ی خوابشان کنند
بگذار سینه ی بی ستاره ی مرا نفرین کنند
بگذار عشق ما ساحره ای شود
سوخته در سیاهی چشمانشان
دنیای تو همین جاست...
کنار کسی که قسم میخورد به حرمت دستهای تو
کنار کسی که حرام می کند خواب خودش را
با رؤیای تو !
کنار کسی که با غم چشم های تو غروب میکند
غروب... محبوب من!غروب...
همان جایی که اگر تو را از من بگیرند
سرم را میگذارم تا
بمییییییییرم!!!
این آغوش به اندازه ی تمام تنهایی های تو باز است
بگذار خیال خام یک شهر هرز بپرد
بگذار تو را عریان،آویزه ی خوابشان کنند
بگذار سینه ی بی ستاره ی مرا نفرین کنند
بگذار عشق ما ساحره ای شود
سوخته در سیاهی چشمانشان
دنیای تو همین جاست...
کنار کسی که قسم میخورد به حرمت دستهای تو
کنار کسی که حرام می کند خواب خودش را
با رؤیای تو !
کنار کسی که با غم چشم های تو غروب میکند
غروب... محبوب من!غروب...
همان جایی که اگر تو را از من بگیرند
سرم را میگذارم تا
بمییییییییرم!!!
- ۳.۰k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط