{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلمِ پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه

معلمِ پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه
فرداش پدره میاد میگه چی شده؟مشکل چیه؟
معلمِ میگه بچه ی شما خیلی خنگه..!

پدر:یعنی چی؟

معلم:الان بهتون میگم..نگاه کنید به شاگردش میگه برو ببین من تو حیاط مدرسه ام؟
پسره میره و میادمیگه نه خانم معلم؛ توحیاط نبودید..
معلم میگه شایدتودفترمدیر ام برو اونجا رو ببین
پسره دوباره میره ومیاد میگه نه خانم اونجا هم نبودید...
معلم به پدرپسره میگه ببینید..ببینیدچقدر بچتون خنگه...
پدر میگه: خب شاید رفتین مرخصی!!
دیدگاه ها (۴)

به امید پیروزی تیم ملی فوتبال ایران

دلگیرنیستم ازتو…فقط گاهى دلم میگیردبى هواى تو…

خبر فوری فوریروزنامه اکیپ فرانسه به نقل از یک منبع مو...

اگر نمی توانی به کسی امید بدهی ٬نا امیدش نکناگر شنونده خوبی ...

رمان

عشق مافیاییپارت ۱۱ویو ات:داشتیم میرفتیم سمت کلاس که... هیچی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط