{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنج اتاق آرام نشسته ام...

کنج اتاق آرام نشسته ام...

جوانی ام چنگی به دل نمیزند...!

مــــادر، برخیز...!

کفش هایم را پاک کن...!

کیف و کتابم را بردار...!

میخواهم به کودکی برگردم...!
دیدگاه ها (۳)

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۷ | دیر رسیدنصدای جیغ نِلا هنوز در راهرو...

قسمت ۶

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 7هان هنوز جلوی در ایستاده بود.چند بار دیگه دس...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط