قلدر مدرسه
قلدر مدرسه
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۲۰
به رستوران رسیدیم و پیاده شدیم وقتی پیاده شدیم جونگکوک دستشو گذاشت پشته کمر الا اهههه اههه چقد چسی میان عوقم گرف رفتیم داخل نشستیم رو یه میز که جیمین بغله من نشست بعد از اینکه نشستیم شروع کردیم به حرف زدن که گارسون اومد سفارش هارو گرف و رفت بعد از چند دقیقه غذا هارو اورد و من بلند شدم رفتم دست هامو شستم واومدم همینطوری داشتم از بغله یه میز رد میشدم که ۴تاپسر دورش نشسته بودن که یکیشون به من گفت
∆جون خوشگله
+بامن بودی؟!🤨
∆اره با تو بودم افتخار میدی دوست دخترم بشی
-(پوزخند)
+گمشو
∆عصبی میشی خوشگل تر میشی
-مگه نشنیدی گفت گمشو
∆تو کیش میشی
-من؟!دوست پسرش
∆خب مشکلی نیس دوتا داشت......
تا میخواست ادامه حرفش رو بزنه جیمین یه مشت زد تو صورتش
-تو گوه میخوری اصن بهش نگاه کردی تو غلط کردی باهاش حرف زدی پسره ی لا.شی
+جیمین کشتیش بسه ولش کن
§زن داداش بیا کنار جیمین یه موقع برمیگرده به تو یه چیزی میگه
+زن داداش؟!😳
£نه از دهنش پرید میخواست یه چی دیگه بگه
+اینا را ولکن جیمینو جدا کنین از این پسره
£ما کاریش نداریم وگرنه باما بدتر رفتار میکنه
+هوفف جیمین بسه(داد)
-تا تو باشی دیگه به یه دختر چشم نداشته باشی(نفس نفس زدن،عصبی)
+بیاید بریم بچه ها
§پوله غذارو حساب میکنیم و میایم
+باشه جیمین بیا بریم بیرون
-باشه(سرد)
با جیمین رفتیم بیرون ورفتیم داخل ماشین که به جیمین گفتم
+تو چرا سر من عصبی میشی
-.....
+چرا جواب سوالمو بده(داد)
-چون من دوست دارم فهمیدی هیچ پسری حق نداره به تو دست بزنه یا باهات حرف بزنه فهمیدی(عربده)
+چ...چی....تو...منو دوست داری
-اره ببین اگه میخوای بگی نه قشنگ بگو نه(جدی)
+چرا بگم نه وقتی حسه مون متقابله
-جدی!😳
+اره(ذوق)
ــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۲۰
به رستوران رسیدیم و پیاده شدیم وقتی پیاده شدیم جونگکوک دستشو گذاشت پشته کمر الا اهههه اههه چقد چسی میان عوقم گرف رفتیم داخل نشستیم رو یه میز که جیمین بغله من نشست بعد از اینکه نشستیم شروع کردیم به حرف زدن که گارسون اومد سفارش هارو گرف و رفت بعد از چند دقیقه غذا هارو اورد و من بلند شدم رفتم دست هامو شستم واومدم همینطوری داشتم از بغله یه میز رد میشدم که ۴تاپسر دورش نشسته بودن که یکیشون به من گفت
∆جون خوشگله
+بامن بودی؟!🤨
∆اره با تو بودم افتخار میدی دوست دخترم بشی
-(پوزخند)
+گمشو
∆عصبی میشی خوشگل تر میشی
-مگه نشنیدی گفت گمشو
∆تو کیش میشی
-من؟!دوست پسرش
∆خب مشکلی نیس دوتا داشت......
تا میخواست ادامه حرفش رو بزنه جیمین یه مشت زد تو صورتش
-تو گوه میخوری اصن بهش نگاه کردی تو غلط کردی باهاش حرف زدی پسره ی لا.شی
+جیمین کشتیش بسه ولش کن
§زن داداش بیا کنار جیمین یه موقع برمیگرده به تو یه چیزی میگه
+زن داداش؟!😳
£نه از دهنش پرید میخواست یه چی دیگه بگه
+اینا را ولکن جیمینو جدا کنین از این پسره
£ما کاریش نداریم وگرنه باما بدتر رفتار میکنه
+هوفف جیمین بسه(داد)
-تا تو باشی دیگه به یه دختر چشم نداشته باشی(نفس نفس زدن،عصبی)
+بیاید بریم بچه ها
§پوله غذارو حساب میکنیم و میایم
+باشه جیمین بیا بریم بیرون
-باشه(سرد)
با جیمین رفتیم بیرون ورفتیم داخل ماشین که به جیمین گفتم
+تو چرا سر من عصبی میشی
-.....
+چرا جواب سوالمو بده(داد)
-چون من دوست دارم فهمیدی هیچ پسری حق نداره به تو دست بزنه یا باهات حرف بزنه فهمیدی(عربده)
+چ...چی....تو...منو دوست داری
-اره ببین اگه میخوای بگی نه قشنگ بگو نه(جدی)
+چرا بگم نه وقتی حسه مون متقابله
-جدی!😳
+اره(ذوق)
- ۲.۹k
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط