{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته شدم...

خسته شدم...
ولی نه برای خودم!
از شنیدن حرفی که گره زد
حیا و فطرتت رو...

شنیدم تو هم درگیر حرفی مثل من

اینه خصم لجام
گسیخته ی فکر !

اصلا حرفه ی زبان چی میخواستی باشه ؟

منم درگیر احترامت... وقارت... حس فکر آزاد و بلندت ...

کاش دیوار این حس برداشته میشد تا بفهمی
من عاشقانه حجابت رو میخوام...

عاشقانه...


سعید نوشت :-)
یه مدت نیستم!
گفتم خلاصش کنم ، بدونی تموم کارایی که قرار ازم ببینی (^_-)

lol...
دیدگاه ها (۲۱)

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۲۳ | «حرفی که نصفه ماند» 🖤...

پارت ۲۴ آریانا با نگرانی به جونگ‌کوک نگاه کرد.ـ پلیس...؟جونگ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

فکر میکردم اگر بهش بگم دوستش دارم نصف این بار سنگین از رو دو...

7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط