{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم …

نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم …
پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد ؛
وقتی از تو خبری نیست قایق میخواهم چکار ؟
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است !
دیدگاه ها (۲)

من از این تنهایی از این که دیر می آیی از این که روزی به من ب...

برای دل خودم می‌نویسم … برای دلتنگی‌هایم برای دغدغه‌های خودم...

حالا همین تنهایی بی رحم با من رفیقی دل وفاداره نون و نمک خور...

من زیر ِ باران! تو دور میشوی، من خیس! این دِلبری های ِ بهار ...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

رومان عشق مافیا پارت 37 از زبان ا/تآمبولانس اومد و رفتیم بیم...

پارت ۳۵

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟔ویو تهیونگ بعد چند دقیقه آمبولانس اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط