part
part1::
#درخواستی
#سه_پارتی
وقتی هیونجین فهمید که...
ویو ا.ت:
من و هیونجین... رابطهمون تازه شروع شده بود. شیرین، پر از هیجان و امید. فکر میکردم همه چیز طبق روال دلخواه ما پیش میره، تا اون روز تلخ که صدای جوپ اوپا[ایشش] رو شنیدم...
فلشبک: چند روز پیش توی کمپانی
جوپ: ا.ت عزیزم تو رو مثل دختر خودم میدونم[زر میزنه مرتیکههه] برای همین باید رک باشم حرفایی که میزنم ممکنه ناراحتت کنه، اما واقعیت اینه تو و هیونجین اجازه ندارید با هم باشید این کار غیرقانونیه
ا.ت: (با لکنت) غیرقانونی؟ یعنی چی؟ من چه مشکلی دارم؟ چرا نمیتونم کنار کسی که قلبم میخواد باشم؟ چراااا؟
جوپ: فقط اینو بدون که نمیتونی تمام (اشاره به) خداحافظ
ویو ا.ت:
صداش هنوز توی گوشمه... وقتی اون حرفا رو شنیدم، حس کردم دنیا روی سرم خراب شد دلم میخواست همون لحظه از این دنیا برم. اما بعدش، یه فکر ترسناک مثل یخ تو مغزم پخش شد جوپ حق داشت
اگه رابطهمون لو میرفت، هیونجین صددرصد اخراج میشد تمام زحماتش، رویای آیدل شدنش... همه چیز به خاطر من نابود میشد نمیتونستم اون آدم باشم که دلیل سقوط عشقش بشه
برای همین، تصمیم سختی گرفتم... تصمیمی که قلبم رو تیکه پاره کرد باید بهش میگفتم که.. باید از هم جدا بشیم
__
اگه بد شد ببخشید و اینکه بچه ها قصد ادامه دادن فیک عشق مافیایی رو ندارم
البته شاید بعدا ها ادامه دادمش،یا شایدم پاکش کنم
#درخواستی
#سه_پارتی
وقتی هیونجین فهمید که...
ویو ا.ت:
من و هیونجین... رابطهمون تازه شروع شده بود. شیرین، پر از هیجان و امید. فکر میکردم همه چیز طبق روال دلخواه ما پیش میره، تا اون روز تلخ که صدای جوپ اوپا[ایشش] رو شنیدم...
فلشبک: چند روز پیش توی کمپانی
جوپ: ا.ت عزیزم تو رو مثل دختر خودم میدونم[زر میزنه مرتیکههه] برای همین باید رک باشم حرفایی که میزنم ممکنه ناراحتت کنه، اما واقعیت اینه تو و هیونجین اجازه ندارید با هم باشید این کار غیرقانونیه
ا.ت: (با لکنت) غیرقانونی؟ یعنی چی؟ من چه مشکلی دارم؟ چرا نمیتونم کنار کسی که قلبم میخواد باشم؟ چراااا؟
جوپ: فقط اینو بدون که نمیتونی تمام (اشاره به) خداحافظ
ویو ا.ت:
صداش هنوز توی گوشمه... وقتی اون حرفا رو شنیدم، حس کردم دنیا روی سرم خراب شد دلم میخواست همون لحظه از این دنیا برم. اما بعدش، یه فکر ترسناک مثل یخ تو مغزم پخش شد جوپ حق داشت
اگه رابطهمون لو میرفت، هیونجین صددرصد اخراج میشد تمام زحماتش، رویای آیدل شدنش... همه چیز به خاطر من نابود میشد نمیتونستم اون آدم باشم که دلیل سقوط عشقش بشه
برای همین، تصمیم سختی گرفتم... تصمیمی که قلبم رو تیکه پاره کرد باید بهش میگفتم که.. باید از هم جدا بشیم
__
اگه بد شد ببخشید و اینکه بچه ها قصد ادامه دادن فیک عشق مافیایی رو ندارم
البته شاید بعدا ها ادامه دادمش،یا شایدم پاکش کنم
- ۸۹
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط