پارت
پارت ۲۵:
دشمن
مایکی یکم لرزید و بعد سعی کرد بلند بشه همه نفس هاشون توی سینه حبس شده بود ....اون زنده بود
سوزومه به سمت مایکی برنگشت ولی اون رو مخاطب قرار داد وگفت
سوزومه: مایکی .... اروم بلند شو...اگه نمیخوای دوباره بیهوش بشی
کازوتورا به مایکی خیر شد : ما بریدم ؟
مایکی نفس نفس میزد و از بین نفس هاش به زور میشد صدای ضعیف و بریده بریده صحبت هاشو شنید
مایکی : فقط یه چیزی رو بهم بگو ... کازوتورا....منم ....دشمنتم ؟
سوزومه به سمت مایکی برگشت تا میخواست چیزی بگه اون دو نفر که همراه کازوتورا بودن به سمتش حمله کردن و اون مبارزه رو با اونها ادامه داد پاشو از روی قفسه سینه کازوتورا برداشت و زیر لب فحشی داد و شروع به مبارزه با اون دونفر کرد
کازوتورا از جاش بلند شد لباسش رو تکوند و با ارامش رو مخی شروع به حرف زدن کرد
کازوتورا : خیانت کردن بخشی از ذات ادمه ....من ....من به خاطر تو زجر کشیدم !!! به خاطر تو رفتم کانون اصلاح و تربیت ...
مایکی : هان ؟ ...چی داری برای خودت میگی
کازوتورا با داد گفت: معلمه که دشمنمی !!
سوزومه دست از مبارزه کشید اون دو نفر هم همینطور
کازوتورا ادامه داد : میخوام هر کسی که سد راهمه رو بکشم ....میدونی مایکی اگه کسی رو بکشی میشی ادم بد ولی اگه دشمنت رو بکشی میشی قهرمان
تاکه میچی زیر لب گفت: این یارو چی داره میگه ؟ ....دیونه شده
دراکن خشکش زده بود : کازو...تورا
اون دو نفر دوتا دست مایکی رو کرفتن و کازوتورا یک بار دیگه محکم با میله زد توی سر مایکی سوزومه که اعصابش واقعا خط خطی بود اومد که یه لگد محکم به کازوتورا بزنه ولی یکی دیگه از افراد والهالا پرتش کرد پایین کوه ماشین قراضه ها و یه دسته از بچه های والهالا ریختن سرش
همه ناظر ها داشتن با پچ پچ در مورد باخت مایکی صحبت میکردن درسته این باخت جوانمردانه نبود ولی در حوزه خلافکار ها هیچ قانون و جوانمردی وجود نداشت
ریندو یکم به جلو خم شد و گفت: مایکی باخت
سوزومه همونطور که داشت تقلا میکرد از دست اعضای ولهالا که دست و پاشو گرفته بودن تا نره سراغ کازوتورا رو به ریندو داد زد
سوزومه : هایتانی ریندو بهتر دهنت رو ببندی وگرنه خودم این کار رو میکنم !!!!
دراکن جلو دوید تا بره مایکی رو نجات بده ولی مثل سوزومه اعضای والهالا نزاشتن و هانما جلوش رو گرفت
کازوتورا دوباره محکم میله رو به سر مایکی کوبید همه خشکشون زد چون از سر مایکی مثل چی داشت خون میریخت
سوزمه همینطور که داشت با چند نفر از گردن کلفت های والهالا مبارزه میکرد رو به کازوتورا داد زد
سوزومه : کازوتورا ...داری میکشیش احمق !!!
کازوتورا بی توجه به حرف های سوزومه یک بار دیگه با میله محکن زد به سر مایکی وگفت : باید دشمن هامون رو بکشیم ...اینجوری منم تبدیل میشم به یه قهرمان
مایکی که سرش پایین بود با شنیدن این حرف تکون خورد و اروم سرش رو بالا اورد خون ریزی از پیشونیش شروع میشد و تا چونش ادامه داشت و بعد از چونش پایین میریخت
مایکی : دشمنت رو بکشی ؟!؟!؟! برای همین برادرم رو کشتی !!!
سوزومه زیر لب چیزی زمزمه کرد که خیلی شبیه« بدبخت شدیم »بود
مایکی با یک ضربه کازوتورا و اون دوتا مرد دیگه رو خورد و خاکشیر کرد و هر سه نفرشون بیهوش شدن و افتادن زمین
مایکی اعصبانی بود ...خیلی زیاد
∆✓∆✓∆✓∆✓∆✓∆✓
سوزومه محکن به کسی که دست سمت راستش رو گرفته بود مشت زد و وقتی دستش ازاد شد بقیه افردای که دست و پاشو گرفته بودن رو خورد و خاکشیر کرد
کلاه یونیفرم تومانش رو انداخت روی سرش ( عکس یونیفرم رو قبلا گذاشتم مال سوزومه یکم فرق داره و شبیه سویشرته ) و به سمت کوه ماشین های قراضه که مایکی و کازوتوراهی بیهوش بالاش بودن دوید
همه اعضای والهالا هم به سمت کوه ماشین های قراضه دویدن و سعی کردن جلوی افراد تومان که داشتن اون سمتی میرفتن رو بگیرن و تنها صدای که میشد بین اون همه داد و عربده تشخیص داد صدای افرد والهالا بود که میگفتن
افردا والهالا : بکشیدشون!!!
\~\~\~\~\~\
بالاخره یکی از اعضای والهالا رسید به مایکی که چهار زانو روبه روی کازوتورای بیهوش نشسته بود
اون مرد سعی کرد که به مایکی حمله کنه ولی یکی جلوش رو گرفت ...کیساکی
کیساکی با صدای بلند گفت: من کیساکی تتا کاپیتان دسته چهارم تومانم ....دسته ما شخصاً محافظت از فرماندمون رو به عهده میگیره
محافظت از مایکی ؟ اونهم کیساکی ؟ این حرفی نبود که تاکه میچی قبولش داشته باشه ولی خوب همه مثل تاکه فکر نمکردن
میتسویا : کارت خوب بود کیساکی
چیفویو: نکنه میخواد فرمانده ای چیزی بشه
سوزومه : کیساکی سعی کن محافظت از مایکی رو دست انجام بدی وگرنه زنده زنده دفنت میکنم !!!!
∆°∆°∆°∆°∆°∆
بقیه پارت بعد (~‾▿‾)~
( نکته برای پارت بعد اماده گریه کردن باشید 👍🏻🗿 )
دشمن
مایکی یکم لرزید و بعد سعی کرد بلند بشه همه نفس هاشون توی سینه حبس شده بود ....اون زنده بود
سوزومه به سمت مایکی برنگشت ولی اون رو مخاطب قرار داد وگفت
سوزومه: مایکی .... اروم بلند شو...اگه نمیخوای دوباره بیهوش بشی
کازوتورا به مایکی خیر شد : ما بریدم ؟
مایکی نفس نفس میزد و از بین نفس هاش به زور میشد صدای ضعیف و بریده بریده صحبت هاشو شنید
مایکی : فقط یه چیزی رو بهم بگو ... کازوتورا....منم ....دشمنتم ؟
سوزومه به سمت مایکی برگشت تا میخواست چیزی بگه اون دو نفر که همراه کازوتورا بودن به سمتش حمله کردن و اون مبارزه رو با اونها ادامه داد پاشو از روی قفسه سینه کازوتورا برداشت و زیر لب فحشی داد و شروع به مبارزه با اون دونفر کرد
کازوتورا از جاش بلند شد لباسش رو تکوند و با ارامش رو مخی شروع به حرف زدن کرد
کازوتورا : خیانت کردن بخشی از ذات ادمه ....من ....من به خاطر تو زجر کشیدم !!! به خاطر تو رفتم کانون اصلاح و تربیت ...
مایکی : هان ؟ ...چی داری برای خودت میگی
کازوتورا با داد گفت: معلمه که دشمنمی !!
سوزومه دست از مبارزه کشید اون دو نفر هم همینطور
کازوتورا ادامه داد : میخوام هر کسی که سد راهمه رو بکشم ....میدونی مایکی اگه کسی رو بکشی میشی ادم بد ولی اگه دشمنت رو بکشی میشی قهرمان
تاکه میچی زیر لب گفت: این یارو چی داره میگه ؟ ....دیونه شده
دراکن خشکش زده بود : کازو...تورا
اون دو نفر دوتا دست مایکی رو کرفتن و کازوتورا یک بار دیگه محکم با میله زد توی سر مایکی سوزومه که اعصابش واقعا خط خطی بود اومد که یه لگد محکم به کازوتورا بزنه ولی یکی دیگه از افراد والهالا پرتش کرد پایین کوه ماشین قراضه ها و یه دسته از بچه های والهالا ریختن سرش
همه ناظر ها داشتن با پچ پچ در مورد باخت مایکی صحبت میکردن درسته این باخت جوانمردانه نبود ولی در حوزه خلافکار ها هیچ قانون و جوانمردی وجود نداشت
ریندو یکم به جلو خم شد و گفت: مایکی باخت
سوزومه همونطور که داشت تقلا میکرد از دست اعضای ولهالا که دست و پاشو گرفته بودن تا نره سراغ کازوتورا رو به ریندو داد زد
سوزومه : هایتانی ریندو بهتر دهنت رو ببندی وگرنه خودم این کار رو میکنم !!!!
دراکن جلو دوید تا بره مایکی رو نجات بده ولی مثل سوزومه اعضای والهالا نزاشتن و هانما جلوش رو گرفت
کازوتورا دوباره محکم میله رو به سر مایکی کوبید همه خشکشون زد چون از سر مایکی مثل چی داشت خون میریخت
سوزمه همینطور که داشت با چند نفر از گردن کلفت های والهالا مبارزه میکرد رو به کازوتورا داد زد
سوزومه : کازوتورا ...داری میکشیش احمق !!!
کازوتورا بی توجه به حرف های سوزومه یک بار دیگه با میله محکن زد به سر مایکی وگفت : باید دشمن هامون رو بکشیم ...اینجوری منم تبدیل میشم به یه قهرمان
مایکی که سرش پایین بود با شنیدن این حرف تکون خورد و اروم سرش رو بالا اورد خون ریزی از پیشونیش شروع میشد و تا چونش ادامه داشت و بعد از چونش پایین میریخت
مایکی : دشمنت رو بکشی ؟!؟!؟! برای همین برادرم رو کشتی !!!
سوزومه زیر لب چیزی زمزمه کرد که خیلی شبیه« بدبخت شدیم »بود
مایکی با یک ضربه کازوتورا و اون دوتا مرد دیگه رو خورد و خاکشیر کرد و هر سه نفرشون بیهوش شدن و افتادن زمین
مایکی اعصبانی بود ...خیلی زیاد
∆✓∆✓∆✓∆✓∆✓∆✓
سوزومه محکن به کسی که دست سمت راستش رو گرفته بود مشت زد و وقتی دستش ازاد شد بقیه افردای که دست و پاشو گرفته بودن رو خورد و خاکشیر کرد
کلاه یونیفرم تومانش رو انداخت روی سرش ( عکس یونیفرم رو قبلا گذاشتم مال سوزومه یکم فرق داره و شبیه سویشرته ) و به سمت کوه ماشین های قراضه که مایکی و کازوتوراهی بیهوش بالاش بودن دوید
همه اعضای والهالا هم به سمت کوه ماشین های قراضه دویدن و سعی کردن جلوی افراد تومان که داشتن اون سمتی میرفتن رو بگیرن و تنها صدای که میشد بین اون همه داد و عربده تشخیص داد صدای افرد والهالا بود که میگفتن
افردا والهالا : بکشیدشون!!!
\~\~\~\~\~\
بالاخره یکی از اعضای والهالا رسید به مایکی که چهار زانو روبه روی کازوتورای بیهوش نشسته بود
اون مرد سعی کرد که به مایکی حمله کنه ولی یکی جلوش رو گرفت ...کیساکی
کیساکی با صدای بلند گفت: من کیساکی تتا کاپیتان دسته چهارم تومانم ....دسته ما شخصاً محافظت از فرماندمون رو به عهده میگیره
محافظت از مایکی ؟ اونهم کیساکی ؟ این حرفی نبود که تاکه میچی قبولش داشته باشه ولی خوب همه مثل تاکه فکر نمکردن
میتسویا : کارت خوب بود کیساکی
چیفویو: نکنه میخواد فرمانده ای چیزی بشه
سوزومه : کیساکی سعی کن محافظت از مایکی رو دست انجام بدی وگرنه زنده زنده دفنت میکنم !!!!
∆°∆°∆°∆°∆°∆
بقیه پارت بعد (~‾▿‾)~
( نکته برای پارت بعد اماده گریه کردن باشید 👍🏻🗿 )
- ۱۰.۵k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط