{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگه دلتنگی اَمونم رو بریده بود .

دیگه دلتنگی اَمونم رو بریده بود .
قولی که به خودم داده بودم شکستم ، رفتم تو صفحه ی چتت شروع کردم به خوندن حرفامون ...
بیشتر از حرفا یادِ حس و حالم افتادم
با خوندنِ هر جمله یادم میومد اون موقع حال و روزم چطور بود ...
چقدر حرف زده بودیمآ ، چقدر به بهونه های الکی بهم مسیج میدادیم ...
خندیدم
با تمامِ وجود بخاطر قهر های ساده ی اون موقع خندیدم ...
خندیدم ولی چشمام باریدن ...
دلتنگیم رفع نشد ، ولی خاطراتت برام تداعی شد ...
تازه اون موقع بود که فهمیدم حسرت یعنی چی ؛
که فهمیدم غمِ اون شبای قهر بودنت کجا و غمِ این شبایِ نبودنت کجا ...
برایِ اولین بار از خدا واست آرزویِ بد کردم
برای اولین بار ازش خواستم دلتنگم شی ...
زبونمو گاز میگیرم میگم خدایا ببخشید
آدم مگه برایِ عشقش چیزِ بد آرزو میکنه ؟!
استغفرالله ؛ دلتنگی چی آورده به روزم ....
دیدگاه ها (۴)

به پای علف هرز هر چقدر آب و کود بریزی برایت میوه نمی آورد م...

دل تنگم اما تو را طلب نمی کنم نه اینکه بی نیازمصبور شده ام.....

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

My lovely neighbor part : 56

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

چندپارتی جیهوپ

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

برده عمارت جئون

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

آخرین بحث پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط