{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چند از طراوت چشمات خالی ام

هر چند از طراوت چشمات خالی ام

سنگم نزن شکسته دل این حوالی ام

امروز را به خاطر تو شب نمی کنم

فرقی نمی کند شب و روز خیالی ام

اینجا ببین سکوت مراضبط کرده اند

فریاد مرده بر لب زنجیر لالی ام

حتی غزل دوای سکوتم نمیشود

در انتظار حادثه ای احتمالی ام

بی وسعت حضور تو پرواز ناقص است

ای آسمان بیا که زمین گیر کالی ام

در کوچه های تب زده از آه پنجره

یک شب قدم بزن که ببینی چه حالی ام

هر چند در مرام سکوتم گلایه نیست

سنگم نزن شکسته دل این حوالی ام  .
دیدگاه ها (۳)

با سایه های شب زده پشت نقابهاطرحی شکسته ایم در اندام قابهارن...

تو را برای شبی عاشقانه کم دارمتو را برای دعای شبانه کم دارمت...

نو شدن را خط بزن در من که پاییزم هنوزبا من از شادی نگو از غص...

می خواستم که مال تو باشم فقط همینرویای بی محال تو باشم فقط ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط