{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیرا قدم در جنگلهای الدوریا گذاشت سایههای درختان کهنسال چنان در هم تنیده بودند ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑭𝒊𝒗𝒆
────⟡────
لیرا قدم در جنگل‌های اِلدوریا گذاشت. سایه‌های درختان کهنسال چنان در هم تنیده بودند که گویی آسمان را پوشانده بودند و نوری جز ذرات غبار که از میان شاخه‌ها می‌گذشتند، به کف جنگل نمی‌رسید. هوا سنگین بود و بوی خاک مرطوب و پوسیدگی در آن موج می‌زد. زمزمه‌گر، که لیرا آن را محکم در دست گرفته بود، گاهی داغ می‌شد و گاهی سرد، گویی با او سخن می‌گفت؛ گاهی پژواک خنده‌های کودکی، گاهی فریادهای زخمی و گاهی زمزمه‌ی باد در میان برگ‌ها.

او در جنگل راه می‌رفت، به راهنمایی‌های اِلارا و حس درونی‌اش. بارها در تاریکی گم شد، با شاخه‌های درختان درگیر شد و صدای حیوانات ناشناخته‌ای که او را می‌ترساندند، می‌شنید. اما هر بار که ناامیدی بر او چیره می‌شد، دفترچه را باز می‌کرد. در میان صفحات آن، نه تنها تاریخچه‌ی خاندانش، بلکه تصاویری مبهم از زنانی که پیش از او با جادوی طبیعت پیوند داشتند، دیده می‌شد. تصاویری که به او دلیلی برای ادامه دادن می‌داد.

روزها به شب و شب‌ها به روز تبدیل می‌شدند. لیرا گرسنگی و تشنگی را تحمل می‌کرد، زخم‌هایش را با برگ‌های خاصی که در دفترچه توصیف شده بود، درمان می‌کرد و سرما را با گرمای زمزمه‌گر در دستش، تاب می‌آورد. او آموخت که چگونه با طبیعت سخن بگوید؛ چگونه از درختان راهنمایی بخواهد و چگونه از گیاهان برای بقا استفاده کند. رفته رفته، جادوی اِلدوریا در وجودش بیدارتر می‌شد.

نظرتون؟
────⟡────
#کیپاپ #داستان #فانتزی #رمان #تاریک #کیدراما #سریال #سئول #ژاپن #استری_کیدز #ادیت #کره_جنوبی #فلیکس #تیک_تاک #پینترست #هیونجین #سریال_کره_ای #اسپا #انهایپن #سولی #ناراحت #عشق #نسبت‌ #فالو #لایک #لینو #بی_تی_اس #کیپاپ #اکسپلور #جیسو #جنی #لیسا #بیبی_مانستر #ایتزی #ویسگون #تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۲)

⁀➷ ౨ৎ˚⋆˚࿔ ࿐𝓝𝓮𝔀 𝓟𝓸𝓼𝓽────⟡────𝐼 𝐻𝑜𝑝𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐼𝑡────⟡──── 𝑫𝒓𝒆𝒂...

⁀➷ ౨ৎ˚⋆˚࿔ ࿐اسم اهنگشووو بگیددد𝓝𝓮𝔀 𝓟𝓸𝓼𝓽────⟡────𝐼 𝐻𝑜𝑝𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝐿𝑖...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒇𝒐𝒖𝒓────⟡────لیرا با چشمان گشاد شده به دفترچه و بلور خی...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒉𝒓𝒆𝒆────⟡────اِلارا لیرا را به اتاق زیرشیروانی خانه‌اش...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑺𝒊𝒙────⟡────چگونه از درختان راهنمایی بخواهد و چگونه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط