{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیرا با چشمان گشاد شده به دفترچه و بلور خیره شد ترس در دلش ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒇𝒐𝒖𝒓
────⟡────
لیرا با چشمان گشاد شده به دفترچه و بلور خیره شد. ترس در دلش لانه کرده بود، اما حس مسئولیتی بزرگتر از ترس، او را فرا گرفت. او باید این سفر را آغاز می‌کرد؛ سفری به قلب تاریکی اِلدوریا، برای کشف حقیقت وجودش و محافظت از سرزمینی که آن را خانه می‌نامید.

"اما چگونه؟" لیرا پرسید. "من چگونه می‌توانم با مالاکور، با آن همه قدرت، مقابله کنم؟"

اِلارا لبخندی زد، لبخندی آمیخته با اندوه و امید. "جادوی طبیعت در تو نهفته است، لیرا. تو باید آن را بیاموزی و تقویت کنی. سفر تو از جنگل‌های سایه‌دار اِلدوریا آغاز می‌شود. جایی که ارواح باستانی هنوز در آن نفس می‌کشند و خطراتی ناشناخته در کمین تو هستند. من راه را به تو نشان خواهم داد، اما مسیر را باید خودت طی کنی."

شب هنگام، لیرا کوله‌باری کوچک برداشت که شامل دفترچه، بلور زمزمه‌گر، مقداری غذا و پتویی که اِلارا برایش دوخته بود، می‌شد. اِلارا در دروازه‌ی شهر او را بدرقه کرد.

"به خاطر داشته باش، لیرا،" اِلارا گفت و دستش را بر شانه لیرا گذاشت. "تاریکی ممکن است قدرتمند به نظر برسد، اما نور طبیعت همیشه راهی برای درخشش پیدا می‌کند. به زمزمه‌های کوهستان گوش کن و به قلبت اعتماد کن."

لیرا سری تکان داد و با گامی لرزان، از دروازه‌های آسترا خارج شد و به سمت دامنه‌های تاریک و اسرارآمیز اِلدوریا قدم گذاشت. باد سردی صورتش را نوازش داد و گویی کوهستان با او سخن می‌گفت، با صدایی که ترکیبی از هشدار و دعوت بود. ماجراجویی او، در دل تاریکی و افسانه‌ها، آغاز شده بود.

حس میکنم شروع اصلی اینجایه
حمایت کنیددد و نظر زیباتون؟ نمیدونم اسکل شدم نصف شب پست میکنم البته رو اکانتم نبودم وگرنه زودتر پست میکردم معذرت😀
────⟡────
#کیپاپ #داستان #فانتزی #رمان #تاریک #کیدراما #سریال #سئول #ژاپن #استری_کیدز #ادیت #کره_جنوبی #فلیکس #تیک_تاک #پینترست #هیونجین #سریال_کره_ای #اسپا #انهایپن #سولی #ناراحت #عشق #نسبت‌ #فالو #لایک #لینو #بی_تی_اس #کیپاپ #اکسپلور #جیسو #جنی #لیسا #بیبی_مانستر #ایتزی #ویسگون #تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۲)

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑭𝒊𝒗𝒆────⟡────لیرا قدم در جنگل‌های اِلدوریا گذاشت. سایه‌...

⁀➷ ౨ৎ˚⋆˚࿔ ࿐𝓝𝓮𝔀 𝓟𝓸𝓼𝓽────⟡────𝐼 𝐻𝑜𝑝𝑒 𝑌𝑜𝑢 𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐼𝑡────⟡──── 𝑫𝒓𝒆𝒂...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒉𝒓𝒆𝒆────⟡────اِلارا لیرا را به اتاق زیرشیروانی خانه‌اش...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑻𝒘𝒐────⟡────یک روز، هنگامی که خورشید با رنگ‌های نارنجی ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑺𝒊𝒙────⟡────چگونه از درختان راهنمایی بخواهد و چگونه از ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝒔𝒆𝒗𝒆𝒏 (𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕)────⟡────لیرا، با وجود خستگی و ناامیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط