کاراگاه جوان
کاراگاه جوان
part: 1.
با صدای آلارم گوشی بیدار شدم رفتم یه دوش گرفتم
اومدم بیرون و موهامو خشک کردم یه شومیز و یه شلوار لی ابی
پوشیدمو از اتاق زدن بیرون
نامجون: میری کافه؟
ا.ت: اره تو هم حتما میری شرکت مثل همیشه
نامجون: اره
یوچان: پسرم بریم صبح بخیر دخترم
ا.ت: صبح بخیر بابا
با هم از خونه رفتیم بیرون بابا و داداش سوار ماشینشون شدن و رفتن منم سوار ماشین خودم شدم روشنش کردم و راه افتادم
سمت کافه بعد چند مین رسیدم و پیاده شدم رفتم داخل کافه وارد اتاق مدیریت شدم ورفتم سمت میزمو نشستم
که بعد چند مین در زده شد
ا.ت: بیا تو
یه دختر که بهش میخورد همسن من باشه اومد داخل
یونجی: سلام پارک یونجی هستم برای کار اومدم
ا.ت: بفرمایید
یونجی: من قبلا توی بوسان تو یه کافه کارمیکردم که با برادرو مادرم اومدیم سئول
ا.ت: خب پدرت
یونجی: پدرم ولمون کرده
ا.ت: اوه متاسفم
یونجی: مشکلی نیست
ا.ت: چند سالته برادرت چیکارس مادرت
یونجی: 22سالمه برادرم کاراگاه پلیسه و مادرم خانه دار
برادرش کاراگاهه این میتونه بد باشه ولی از کجا میخواد بفهمه پدر و برادر من مافیان ولش کن
ا.ت: خب تو چرا مثل برادرت درس نخوندی
یونجی: خب من زیاد به درس علاقه نداشتم برای همین
ا.ت: اها تا چندم خوندی
یونجی: تا اخر دوازدهم
ا.ت: خوبه از فردا شروع کن حقوقم که میدونی چقدره
یونجی: بله خانم ممنونم
ا.ت: خواهش میکنم راستی من فقط یه سال ازت بزرگ ترم پس راحت باش
یونجی: خیل خوب ممنون
و رفت
«جیمین»
امروز یه هفتس اومدیم سئول رفتم محل کار جدیدم و خب من کاراگاهم میشه گفت یکی از بهترین کاراگاهای کره رفتم داخل که
همه بلند شدنو سلام دادن منم سلام کردمو رفتم سرجام که
جی هون: سلام قربان من جئون جی هون هستم زیر دست شما هر کاری داشتین بهم بگین
جیمین: سلام خوشبختم حتما
جی هون: باعث افتخاره که زیر دست شما باشم
جیمین:*خنده. باشه حالا ببینم پرونده ای چیزی نداریم
جی هون: مثل اینکه واقعا خیلی اهل کارین فعلا نه اما احتمالا به زودی پیدا بشه
جیمین: خوبه به کارت برس کاری داشتم صدات میکنم
جی هون: چشم قربان من رفتم
همم الان چیکار کنم تا پرونده پیداشه حوصلم سر میره گوشیمو در اوردم یکم گشتم که
جی هون: قربان وقت ناهاره باهامون میاین؟
جیمین: آاا اره
رفتیم رستوران بغل که
جی هون: قربان این مین گیه همکار من و دوست صمیمیم
مین گی: سلام مین گی هستم خشبختم
جیمین: جیمین هستم همچنین
مین گی: آمم راستش شما خیلی خوشتیپ هستین نگاه همه دخترا روتونه
جیمین: همم لطف داری
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 😽☺️
لباس ا.ت برای کافه اسلاید دومه ❤
part: 1.
با صدای آلارم گوشی بیدار شدم رفتم یه دوش گرفتم
اومدم بیرون و موهامو خشک کردم یه شومیز و یه شلوار لی ابی
پوشیدمو از اتاق زدن بیرون
نامجون: میری کافه؟
ا.ت: اره تو هم حتما میری شرکت مثل همیشه
نامجون: اره
یوچان: پسرم بریم صبح بخیر دخترم
ا.ت: صبح بخیر بابا
با هم از خونه رفتیم بیرون بابا و داداش سوار ماشینشون شدن و رفتن منم سوار ماشین خودم شدم روشنش کردم و راه افتادم
سمت کافه بعد چند مین رسیدم و پیاده شدم رفتم داخل کافه وارد اتاق مدیریت شدم ورفتم سمت میزمو نشستم
که بعد چند مین در زده شد
ا.ت: بیا تو
یه دختر که بهش میخورد همسن من باشه اومد داخل
یونجی: سلام پارک یونجی هستم برای کار اومدم
ا.ت: بفرمایید
یونجی: من قبلا توی بوسان تو یه کافه کارمیکردم که با برادرو مادرم اومدیم سئول
ا.ت: خب پدرت
یونجی: پدرم ولمون کرده
ا.ت: اوه متاسفم
یونجی: مشکلی نیست
ا.ت: چند سالته برادرت چیکارس مادرت
یونجی: 22سالمه برادرم کاراگاه پلیسه و مادرم خانه دار
برادرش کاراگاهه این میتونه بد باشه ولی از کجا میخواد بفهمه پدر و برادر من مافیان ولش کن
ا.ت: خب تو چرا مثل برادرت درس نخوندی
یونجی: خب من زیاد به درس علاقه نداشتم برای همین
ا.ت: اها تا چندم خوندی
یونجی: تا اخر دوازدهم
ا.ت: خوبه از فردا شروع کن حقوقم که میدونی چقدره
یونجی: بله خانم ممنونم
ا.ت: خواهش میکنم راستی من فقط یه سال ازت بزرگ ترم پس راحت باش
یونجی: خیل خوب ممنون
و رفت
«جیمین»
امروز یه هفتس اومدیم سئول رفتم محل کار جدیدم و خب من کاراگاهم میشه گفت یکی از بهترین کاراگاهای کره رفتم داخل که
همه بلند شدنو سلام دادن منم سلام کردمو رفتم سرجام که
جی هون: سلام قربان من جئون جی هون هستم زیر دست شما هر کاری داشتین بهم بگین
جیمین: سلام خوشبختم حتما
جی هون: باعث افتخاره که زیر دست شما باشم
جیمین:*خنده. باشه حالا ببینم پرونده ای چیزی نداریم
جی هون: مثل اینکه واقعا خیلی اهل کارین فعلا نه اما احتمالا به زودی پیدا بشه
جیمین: خوبه به کارت برس کاری داشتم صدات میکنم
جی هون: چشم قربان من رفتم
همم الان چیکار کنم تا پرونده پیداشه حوصلم سر میره گوشیمو در اوردم یکم گشتم که
جی هون: قربان وقت ناهاره باهامون میاین؟
جیمین: آاا اره
رفتیم رستوران بغل که
جی هون: قربان این مین گیه همکار من و دوست صمیمیم
مین گی: سلام مین گی هستم خشبختم
جیمین: جیمین هستم همچنین
مین گی: آمم راستش شما خیلی خوشتیپ هستین نگاه همه دخترا روتونه
جیمین: همم لطف داری
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 😽☺️
لباس ا.ت برای کافه اسلاید دومه ❤
- ۹۰۰
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط