{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگشت..

برگشت..
گفتم چرا رفتی؟!
گفت میخواستم رو قولم به اون وایسم
گفت همه ی دخترای دانشگاهشون میدونن که رو قولش وایمیسه
گفتم رو قولایی که به من دادی چی؟!
رو اونام وایسادی؟!
ناراحت شد و گفت نه
گفتم پس چرا برگشتی گفت دلم واست تنگ شده بود
گفتم تو که منو نمیخوای
گفت اومدم بمونم ولی عاشقت نمیشم
گفتم لعنتی فهمیدی باهام چیکارکردی
گفت میدونم
گفتم د نمیدونی..نمیدونی دکترا دیگه از بس بهم سرم زدن رگ دستمو پیدانمیکنن..گفتم نمیدونی دستم کبوده
گفتم مادرم بخاطر من شبا یواشکی گریه میکرد
ناراحت شد هیچی نگفت
گفتم اومدی زجرم بدی
گفت نه میخوام عوض شم
گفتم یادته چقدرباهات حرف زدم که عوض شی ولی خودت نخواستی
گفت پشیمونم به یکی نیازدارم کمکم کنه که عوض شم
گفتم اون یه نفر مطمینن من نیستم
گفت چرا
گفتم چون ادمی که خودش زندگی نمیکنه نمیتونه به یکی دیگه زندگی ببخشه
گفت اوکی
گفتم فقط اومده بودی که...هه
گفتم مامانم تمام شبایی که من دردکشیدمو نفرینت کرد
گفتم خداحافظ
ولی...
خدااااااا اخه چرا؟!
نفهمید هرشب به یادش گریه میکنم نفهمید تمام دردودلام متن میشه رو این صفحه مجازی نفهمید باحرفاش شکستم داغون شدم
خدا بکش راحتم کن
خدااااا خسته شدم
خدا بهش نمیرسم خدااااا اون دوسم نداره
خدااااااااااااااااااااااااا
دیدگاه ها (۵)

از صدای نفس کشیدن خودمم خسته شدم لعنتی..

نــشـــد کـاور کــسی √عکســـــــــام √ولی گاییـــدخیلـــیارُ...

من و دوستم(malake tariki)و اوجولاتمون..امممممم

✘تهدیــــــــــد☞✘✘واسه ↷من↶ عادے شده....✘.✘☜حملـــــــــــه...

My lovely neighbor part : 21

فرمانده من پارت اخر....امشب شب سرنوشت سازی بود ما باید جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط