ویو کوک

ویو کوک
ولی این دوتا خیلی صنیمین ولی تهیونگ انگار ازم ناراحته که از خبر نمیگیرم جهنم خو
ات گف بیایید خوش بگزرونیم
ته" پایم
جویی: منم هستم
کوک: اوکی من میام
ات: پس وایسید تا بیام
رفت تو اتاق و با دو بتری شراب اومد
ته: اوفف منظورت این بود
جویی: تو اونارو قایم کرده بودی
ات: اره( ذوق
جویی: هعی دختره...
ات: حالا هر چی
ات رف لیوان اوردو برا همه پر ‌کرد
داش برا خودشم میریخت که حلوشو گرفتم
ات: چیکار میکنی؟
کوک : اخرین بار که مست کردیو یادته ؟
ات: که چی
کوک: نمیزارم بخوری
ات: بیخیال
اوند بریزه که ازش گرفتم
ات: هعیییی
کوک: درد ‌... ن
________
از الان تا ۳ روز نیستم
دیدگاه ها (۲۷)

سلام خوشملا ادمین عزیزتون بر گشتهه امشب ۵ یا ۶ تا پارت میزار...

ات ویو کوک : درد ..ن ات: اخه چرا خوکوک: چون نمیخوام دوباره ع...

ات ویو : پریدم بقلش وایی دلم براش ی زرههه شده بود جوییکه تو ...

ویو ات وقتی غذا رو دیدم یاد جویی افتادم اون عاشق که ن یچی فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط