{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلـ♥ـم برایت تنگ

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلـ♥ـم برایت تنگ شد

در دایره حضورش تـ♥ـو را به مَـن نشان دهد;

می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم

هر وقت دلـ♥ـم هوای تـ♥ــو را کرد

عطر حضور مهربان تــ♥ـو را با مَـن هم قسمت کنند

می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم

که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند
دست امید و آرزوی تـ♥ــو مرا نجات دهد

می خواهم امشب با تمام قلبــ♥ــ هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند

پیمان ببندم که هر وقت صدای قلبــ♥ــ بی قرارم را هم شنیدند

عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تـ♥ـو برسانند....
دیدگاه ها (۲)

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿••عشق مثلِ بادِ صحرا، چشمِ دل را کور ...

P : 31

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

فیک : بین راندها

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط