{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت:من فرشته ام !

گفت:من فرشته ام !
قاضی پرسید : بال هایت کو ؟
گفت : بال هایم را بریده اند !
قاضی باور نکرد.نیشخند زد و او را به جرم نداشتن کارت شناسایی به حبس محکوم کرد.وقتی می خواستند به دست هایش دستبند بزنند ناگهان چند فرشته از پنجره آمدند و او را با خود بردند.
ساعتی بعد قاضی در کتاب های قانون دنبال ماده ای می گشت که مربوط به تعقیب مجرم در آسمان باشد
دیدگاه ها (۱)

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓــــــــــــــــﺖ !...ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ !......

ﺍﮔــــہ احســـــاس ڪـــــردیبہ یہ رابطـــــہ یعاطفـــــے نیـ...

عشق یعنی یه احساسیه آغوش ..

بر سرمچتر گرفت؛به تماشاایستادندباران و رهگذران.....

گفت‌: من‌ فرشته‌ام‌!قاضی‌ پرسید: بال‌ هایت‌ کو؟گفت‌: بال های...

در موضوع ‏سرقت سه بسته ‎بادام هندی در قم و حبس ده ماه و ۴۰ ض...

پوشیدن ساپورت و مانتوی تنگ شلاق دارد؟ آیا مجازات بدحجابان ق...

سیاسی.اجتماعی

حتما پیش خودتان می پرسید این تصویر زیبا چه ربطی به سیاست و ا...

برای چه نوع جرائمی سوءسابقه ثبت میشودو چگونه رفع اثرمیگردد و...

قسمت سوم.....در یکی از این مراسمات تاجدین و مم با لباس مبدل ...

دو حکم قطع دست در مشهد اجرا شدحکم قطع دست دو مجرم در زندان م...

مرام امام رضا یا مسلک جنتی؟ احمد جنتی در برنامه شناسنامه (سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط