فیک رول
فیک رول
part 1
تهیونگ:چرا باید برم یه مدرسه دیگه؟!
پ/ت:چون داریم میریم سىٔول و اونجا زندگی کنیم!!
تهیونگ:ولی من نمیخوام بیام!
پ/ت:دست تو نیست!!برو وسایت و جمع کن!
توی دلش شیبالی گفت و رفت اتاقش
تهیونگ:آخه چرا باید بریم اونجا!!من نمیخوام!اههه
م/ت:غر نزن پسرم...عاشق سىٔول میشی!
تو اونجا بدنیا اومدی ولی به خاطر یه سری مشکلات اومدیم فرانسه داریم برمیگردیم شهر اصلیمون!
ویو جونگکوک:
کوک: اسم دبیرستان جدیدم چیه
مامان؟
م/ک:چانگ سوک!
کوک: هوم....
م/ک:کوک نمیخوام دوباره تو چشم باشی که مجبور باشم بخاطرت مدرسه ات و عوض کنم
کوک:ب...باشه مامان...
م/ک:اون اسم مسخره رو نگو من مادرت نیستم!
کوک: .چ...چشم ما....چشم خانم جانگ!...
~روز اول دبیرستان~
ویو تهیونگ:
به سىٔول اومده بودن و توی مدرسه چانگ سوک ثبت نام کرد
آقای لی:خودتون و معرفی کنید و بگید که امگا هستین یا آلفا
تهیونگ:کیم تهیونگم و آلفا(جدی)
آقای لی:خوشبختم تهیونگ
ویو جونگکوک:
در و باز کردم و با مادر خونده ام وارد اتاق مدیر شدیم و سلام دادیم و نشستیم روی صندلی``
_سلام من جئون جونگکوک هستم و امگا ام!
بعد از معرفی و ثبت نام رفتم توی کلاسم روی صندلیم نشستم``
ویو تهیونگ:
تهیونگ توی عالم خودش غرق بود که با رایحه ای خوش بو سرش و بالا آورد...شکوفه گیلاس؟!!چرا ازش متنفر نشد؟!مگه اون از شکوفه گیلاس متنفر نبود؟!پس چیشد؟!
بعد اون هم رفت توی کلاسش``
معلم:خوب زیاد سخت نمیگیرم!کیم بیا پای تخته
تهیونگ:چشم آقا
بعد از یک ساعت زنگ خورد و کوک رفت سالن ناهارخوری چون هنوز دوستی نداشت رفت نشست یه گوشه روی صندلی تنها و غذاش رو روی میز گذاشت و ته تصمیم گرفت اذیتش کنه``
تهیونگ:هی تو...نژادت چیه؟!(تمسخر)
کوک: پ...پری...
بدنش میلرزید``
تهیونگ:پری؟!پس چرا بال نداری دروغ گو!(تمسخر)
تهیونگ:باید تمام تکالیفم و بنویسی!(مغرور)
part 1
تهیونگ:چرا باید برم یه مدرسه دیگه؟!
پ/ت:چون داریم میریم سىٔول و اونجا زندگی کنیم!!
تهیونگ:ولی من نمیخوام بیام!
پ/ت:دست تو نیست!!برو وسایت و جمع کن!
توی دلش شیبالی گفت و رفت اتاقش
تهیونگ:آخه چرا باید بریم اونجا!!من نمیخوام!اههه
م/ت:غر نزن پسرم...عاشق سىٔول میشی!
تو اونجا بدنیا اومدی ولی به خاطر یه سری مشکلات اومدیم فرانسه داریم برمیگردیم شهر اصلیمون!
ویو جونگکوک:
کوک: اسم دبیرستان جدیدم چیه
مامان؟
م/ک:چانگ سوک!
کوک: هوم....
م/ک:کوک نمیخوام دوباره تو چشم باشی که مجبور باشم بخاطرت مدرسه ات و عوض کنم
کوک:ب...باشه مامان...
م/ک:اون اسم مسخره رو نگو من مادرت نیستم!
کوک: .چ...چشم ما....چشم خانم جانگ!...
~روز اول دبیرستان~
ویو تهیونگ:
به سىٔول اومده بودن و توی مدرسه چانگ سوک ثبت نام کرد
آقای لی:خودتون و معرفی کنید و بگید که امگا هستین یا آلفا
تهیونگ:کیم تهیونگم و آلفا(جدی)
آقای لی:خوشبختم تهیونگ
ویو جونگکوک:
در و باز کردم و با مادر خونده ام وارد اتاق مدیر شدیم و سلام دادیم و نشستیم روی صندلی``
_سلام من جئون جونگکوک هستم و امگا ام!
بعد از معرفی و ثبت نام رفتم توی کلاسم روی صندلیم نشستم``
ویو تهیونگ:
تهیونگ توی عالم خودش غرق بود که با رایحه ای خوش بو سرش و بالا آورد...شکوفه گیلاس؟!!چرا ازش متنفر نشد؟!مگه اون از شکوفه گیلاس متنفر نبود؟!پس چیشد؟!
بعد اون هم رفت توی کلاسش``
معلم:خوب زیاد سخت نمیگیرم!کیم بیا پای تخته
تهیونگ:چشم آقا
بعد از یک ساعت زنگ خورد و کوک رفت سالن ناهارخوری چون هنوز دوستی نداشت رفت نشست یه گوشه روی صندلی تنها و غذاش رو روی میز گذاشت و ته تصمیم گرفت اذیتش کنه``
تهیونگ:هی تو...نژادت چیه؟!(تمسخر)
کوک: پ...پری...
بدنش میلرزید``
تهیونگ:پری؟!پس چرا بال نداری دروغ گو!(تمسخر)
تهیونگ:باید تمام تکالیفم و بنویسی!(مغرور)
- ۷.۴k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط