{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناتنی

ناتنی
part 5
کوک: برام مهم نیست با خودت چیکار کردی!..هقق...من هنوزم ازت متنفرم عوضی!...بزار برم!...هققققق


ته لبش و روی لب کوک گذاشت و ساکتش کرد و لبش رو میمکید و کوک با گریه تقلا میکرد``


کوک: مممم!.......هق.....


بعد سه دقیقه جدا شد و کوک نفس نفس میزد``

ته: یه بار دیگه بگی ازم متنفری انقدر میبوسمت که بیهوش بشی!

کوک: هقق...لطفا بزار برم!...هق....

ته: نمیشه من الان سرپرستتم!..یادت رفته؟!

ته بلند شد و براید کوک و بغل کرد و روی تخت گذاشت بعد رفت و جعبه کمک های اولیه رو برداشت جلوی آینه خون خودش و پاک کرد و یه باند دور سرش پیچید و باند در عرض چندثانیه رنگ خون رو به خودش گرفت``

ته:..فاک...میسوزه......بانی!

کوک جوابی نداد``

ته: خرگوش کوچولوی من!

کوک بازم چیزی نگفت``

ته: جونگکوک!!(داد)

کوک:...چیه؟!...هقق..

ته:زخمم و میبوسی؟(مظلوم نما)

کوک: برو گمشو!...هق..

ته: میدونستم اینو میگی(خنده)

بعد رفت کنار کوک نشست``

ته: جونگکوک عمارت من یه سری قوانین داره!...باید همش و یاد بگیری!
1 هیچ وقت از عمارت خارج نمیشی!
۲ اتاقت با من مشترکه و پیش خودم میخوابی!

کوک: چی؟!...من نمیخوام پیش تو بخوابم!

ته: ۳! از دستوراتم سرپیچی کنی تنبیه میشی!
۴هیچ وقت سمت اتاقی که توی زیرزمینه نمیری!
۵سر ساعت ۱۱ شب باید خواب باشی و بیدار نمیمونی! از فردا هم میری مدرسه!
و در آخر هیج وقت توی کارم دخالت نمیکنی! فهمیدی؟!

کوک: ...

ته: مفهوم شد؟!(داد)

کوک: آره.. هق...

ته: خوبه.....حالا برو یه دوش بگیر بعدش بیا پایین شام بخوریم

کوک بلند شد و رفت سمت حموم و نه هم رفت طبقه پایین``


ببینید کی بعد قرن ها پارت گذاشته🤣
شرط:
لایک: ۳۰
کامنت:۱۵
بازنشر:۱۵
دیدگاه ها (۴۱)

خب خبببب اومدیم با فیک جدید اینبار مشترککک با عمو ویکیییییای...

فیک رولpart 1تهیونگ:چرا باید برم یه مدرسه دیگه؟!پ/ت:چون داری...

part 4"نویسنده"کوک ته رو عقب هل داد و دوید سمت در اما ته گرف...

خب خبببب فیک جدید داریم درخواستیه یکی از گلدختر های پیججج از...

خون آشام تشنه به خون پارت نهمفلش بک به وقتی که مهمونی تموم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط