{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..
لب های ترک خورده و چشمان ترم را..

حاجت به رها کردنم از کنج قفس نیست..
ای قیچی تقدیر، مچین بال و پرم را..

تنها شدم آن قدر که انگار، نه انگار..
با آینه آراسته ام دور و برم را..

"من" ماهی دریایم و دل تنگم از این، تُنگ..
ای مرگ! به تعویق، میفکن سفرم را..
دیدگاه ها (۱)

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب‌های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب‌های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم رالب های ترک خورده و چشمان ترم ر...

رفتم که درین شهر نبینی اثرم را، لب های ترک خورده و چشمان ترم...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

رفتم که در این شهر، نبینی اثرم را..لب های ترک خورده و چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط