{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

sorry..2

sorry..2
p.7
(همون تاریخ و زمان)

بادیگارد ولی من موظفم تو رو همراهی کنم.
ته: نمیخواممم
مینهو: پارک تهیونگ دلت کتک میخواد؟

ته: باشه.. باشه
سوار ماشین شدن.
ته: خب بریم سمت عمارت جیمین...سه ساله حتی نزدیکش هم نرفتم.

بادیگارد: هعیی..قبلش کار مهمی داریم.
ته: عااا...اوکی
رسیدن به یه کار خونه متروکه.
رفتن داخلش.

ته: ما الان اینجا چه کاری داریم؟
که بادیگارد پرتش کرد.
ته: چیکار میکنی...عایییییی دستممممم

بادیگارد: تکون نخور تا بدون درد بمیری.
ته: ههه جیمین رو کشتین...حالا نوبت منه؟
بادیگارد خواست چیزی بگه که جیکوب جلو اومد.

جیکوب: شما تو کارخونه من چیکار میکنین.
بادیگارد: آقای جیکوب...من بادیگارد آقای لی هستم..اینو بکشم میرم.

جیکوب: همون لی که جیمین رو کشت؟
بادیگارد: ب..بله
جیکوب: اون رفیق من بود(خنثی)

بادیگارد: ولی این برادرشه...نه رفیقت.
جیکوب: برادر رفیقمه دیگه...ولی تو خیلی زبون درازی.

جیکوب یه مشت کبوند تو دهن اون مرده(بادیگارد)
روش نشست و انقدر به صورتش مشت زد که مرده مرد.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

sorry..2p.8(همون ساعت و زمان)ته: تو دوست برادرمی.جیکوب: اوهو...

sorry..2p.9۱۵ آگوست ۲۰۲۵ساعت: ۱۰:۳۵جیمین: چرا اون کار هارو ب...

sorry..2p.6۱۵ آگوست ۲۰۲۵ساعت: ۶:۴۵﴿صبح)چشماش رو به سختی باز ...

گپشن مهمه...لطفابچه ها متاسفم که ادمین بدی بودم..از هرکس که ...

p3

امگا کوچولوی من پارت ۲ویو یونگی که صدای کمک شنیدم برگشتم دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط