{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجـآ دختــــری هست

اینجـآ دختــــری هست


که شبهایش پر از بغض است...


پر از درد است،پر از سوال است...



دیگر خسته شده ام ؛


از اینکه آدم هآ برای توصیف من بگویند :


چقدر خوب آدم هآ رآ آرام میکنی!


چقدر خوب از پس خودت بر می آیی!


متنفرم از اینکه یک لبخند پهن بزنند و بگویند :


چقدر تو خوب و پخته رفتار میکنی!


اینجا دختری ست که بعد از شنیدن هر دردی


در خلوت خودش زانو میزند...


شوکه میشود...


اشک میریزد...


و اتفاقا خیلی بیشتر از بقیه دردش می آید !
دیدگاه ها (۱)

سخت بود..درد داشت طعم رقیب را چشیدن! اسم تو باید هم ردیف اسم...

هیچ وقت نفهمیدم چه رازیست میان دلم و دستمکه هر چه را دلم خوا...

قـبـل تـــر هـا . . .عـاشــقـانـه هــای هــر کـس را کـه مـی ...

خدایا حواست هست صدای هق هق گریه هامداره از همون گلویی میاد ک...

رمان melegim🪽: پارت ۵ نه نه نه ...... کسی میاید داخل دستگیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط