{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنون/دِلَم را دو

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کُند مَجنون/دِلَم را دوزخی سازد دو چَشمَم را کُند جیحون/
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه بِرْبایَد/
چو کَشتی‌اَم دَراَنْدازد میانِ قُلْزُمِ پُرخون

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

ادما ها هميشه دو چهره دارن، يكي براي تمام دنيا و يكي براي كس...

بماند که خواب و خیال من آشفته کردی/ بماند که با جان و روح و ...

این روزها دلهای ما عجیب خسته‌اند...!از سنگینی دوست داشتن‌های...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط