{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [38]
یونگی:_
پدر ناتنیش:+
_بابا میگم که این دوتا دخترا مادر نداشتن نع؟
+هوم اره ندارن مادرشون فوت کرده
-چطوری؟
+مادرشون مریض بوده پدر اینا هم خعلی خودخواه بوده اصرار کرده بچرو بدنیا بیاره مادره هم مرد چون بچرو بدنیا اورد
(یونگی همرو تا اینجا برایه ا/ت توضیح میده ازین جا به بعدو توضیح نمیده براش ولی من براتون میگم)
_اوه چقد بد خب منم یه نظری دارم بابا موافقی بیا منو تو برایه اینکه نسلشونو منقرض کنیمو خودمون بزرگ ت ین مافیا بشیم دختراشو و خودشو بکشیم هوم؟
+موافقم
_فقط به داداشم میدونی مخالفت میکنه
+اره کوک به مامانتون رفته
+اوهوم
پایان مکالمه.
یونگی:ا/ت تو باید خواهرتو بکشی اون هم باعث شد پدرت بمیره هم مادرت
ا/ت:پدرم؟(بغض)
یونگی:بابا بزرگت یه دختر داش دیگه و چون پدرت مادرتو کشت پدربزرگتم پدرتوکشت
(گایز من دادم خودم قاطی میکنم😐)
ا/ت:یونگی شوخی میکنی(یهو گریه میکنی)
یونگی:نع نمیکنم تو باید خواهرتو بکشی اون نباید بدنیا میومد ارزویه مامانه توهم همین بود(دروغ گو😐😂)
ا/ت:اَما اَما چطوری؟(گریه)
یونگی:چیمیگی اون مامانتو کشته بفهممم تقصیره اونه تو یتیم شدی میفهمی‌؟
ا/ت:جلو چشاشو خون گرفتو بلند شد تفنگو برداش
راس میگی یونگی باید بکشمش(با چشایه پر از اشکو و عصبانیت)
<ا/ت جونم اسکلی‌؟😐😂>

ادامع دارد...

شرط
لایک:10
کامنت:15
دیدگاه ها (۱۷)

پارت[39]ویو سومین وقتی که یونگی و ا/ت داشتن حرف میزدن :سومین...

خب سلام بچها🙃اوم من میخوام یه فیک جدید شروع کنم دو تا از اعض...

گایز این پروفایل جدیده گم نکنین یوق💜🙃

پارت[37]ویو کوک اینا...سومین:عام بچها من باید بریم خونه ا/ت ...

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط