چشم‌هایش همه‌ آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست،

چشم‌هایش همه‌ آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست،
به من گفت.
ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛
بی‌آنکه
واژه‌ای گفته باشیم.
#میا_شریدن

#جذاب #خاص #عکس #هنر_عکاسی
دیدگاه ها (۱)

🦢࣪࣪🌙 ‌‌‌࣭ چشـم‌هایش همہ‌ی آن چیزی را ڪہ صدایش نمی‌توانست بہ...

زیرِ بغلش را گرفتند…اما داغِ دلش را هیچ‌کس نمی‌توانست بردارد...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

راز خون پارت سوم

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

⭕️ یحیی فقط شاعر بود!🔻یحیی ۲۷ سال به جرم تلاش برای سرودن یک ...

فاصله یک لبخند تا جنون

ارش پیر

او را نمی‌بینید، اما حضورش در هر قاب پیداست...دختری که پشت د...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط