{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو

دیده به تیغ دوختم، تا مگر از دعای تو
تو نگه افکنی و من، سر فکنم به پای تو


مرگ بود سعادتم که لحظه ی شهادتم
سایه فکنده بر سرم، قامت دلربای تو


گه بدنم به عشق تو، کوچه به کوچه می رود
گاه سر بریده ام گریه کند برای تو


روی کبود دخترم، هدیه به نازدانه ات
جان دو ماه پاره ام، هردو شود فدای تو


ای نفست روان من، کوفه میا به جان من
ورنه به نوک نی رود، رأسِ زتن جدای تو


چنگ زنند گرگ ها، بر تن پاره پاره ات
شسته زخون سر شود، روی خدا، نمای تو


ای که همه وجود من درغم توست نی نوا
بوده به گوشم از ازل قصه ی کربلای تو


کاش به دشت کربلا بودم و کشته می شدم
با شهدای نی نوا، در صف نی نوای تو


روز ازل شنیده ام، می نگرد دو دیده ام
پنجه ی قهر قاتل و طرهّ ی مشک سای تو


آنچه که می کنم نظر، خورده گره به یکدگر
سوز درون میثم و زمزمه ی عزای تو
دیدگاه ها (۸)

چشم هایش همه را یاد مسیحا انداختدر حرم زلزله ی شور تماشا اند...

آب قحط و ابر قحط و آسمانت خشک شدچشم براه عمو ماندی زبانت خشک...

مداحی مخصوص محرم بسم الله روضه خون اومد ماه جنونباز جمعیم دو...

شهر کوفه یا حسین وادی درد و بلاستپذیرایی کردن از ...

عاشقانه

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط