{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیت

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و…و من همچون غربت زده ایی در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
دیدگاه ها (۴)

عشـق یعنـی هـمون سـلام اولعـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـبعشق یعن...

نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!ن...

عشق من ، قلبت را فشرده ام در آغوشممیرویم تا اوج احساس عشق ، ...

مهم نیست عمر “کوتاه” باشد یا “بلند”مهم ، نفس هایی ست که با ت...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۷ هایون بعد از تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط