.
.
نيمه شبي باراني
از شب هاي سردِ آذر است ...
اين شهر كوهستاني
كم كم دارد براي سپيدپوش شدن آماده مي شود !
الوند خفته در مه
و دنباله هايش
لباسي از برف به تن كرده اند ...
زمين دارد رو به زمستان مي رود،
براي تك تك گنجشكان شهر
دستان تو را آرزو مي كنم !
نان خرده هاي پشت پنجره
كه لمس كرده اند سر انگشتانت را
اين زمستان را به پرهايشان
زندگي مي بخشد ...
نيمه شبي باراني
از شب هاي سردِ آذر است ...
اين شهر كوهستاني
كم كم دارد براي سپيدپوش شدن آماده مي شود !
الوند خفته در مه
و دنباله هايش
لباسي از برف به تن كرده اند ...
زمين دارد رو به زمستان مي رود،
براي تك تك گنجشكان شهر
دستان تو را آرزو مي كنم !
نان خرده هاي پشت پنجره
كه لمس كرده اند سر انگشتانت را
اين زمستان را به پرهايشان
زندگي مي بخشد ...
- ۳۶۹
- ۲۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط