{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&
وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی.....``


+هی کیم تهیونگ دوستاتو‌ ببر‌ یه‌ جای‌ دیگه من‌ راحت‌ نیستم.
_ات‌ یبار‌ نشد سرت‌ توی‌ کار خودت‌ باشه همش‌ اذیت‌ می‌کنی..
+...
ات‌ هوفی‌ زیر لب‌ زد‌ و‌ دیگه صحبتی‌ نکرد‌....


*زنگ‌ تفریح*

ویو‌ات

فیزابل مجبورم کرد‌ یه‌ توضیح مختصر از‌ خودم‌ رو‌ توی‌ یه‌ برگه‌ بنویسم و‌ لای‌ یه‌ کتاب‌ از‌ کتاب‌های کتابخونه مدرسه بزارم‌...

*فلش‌ بک‌ هفته‌ی‌ بعد‌*

ویو‌ات
‌
با‌ اینکه خودم‌ رو‌ نسبت به این‌ کار به فیزابل بی‌میل‌ نشون‌ میدادم اما‌ واقعاً انگار‌ درموردش‌ کنجکاو بودم‌...
یک هفته از‌ گذاشتن‌ برگه‌‌ی داخل کتاب‌ میگذشت‌ همراه با‌ فیزابل رفتیم یه‌ نگاهی بهش‌ بندازیم که با‌ جوابش‌ برخورد کردیم.

برگه‌ای اول‌‌:

~~~ ~~~
سلام‌..
من‌‌هم‌ یه‌ سال‌ آخریم‌ که دارم‌ واسه‌ی کالج‌ سخت‌ تلاش‌ میکنم
امیدوارم رابطمون‌ ادامه دار‌ باشه‌بتونیم‌ باهم‌ دیگ‌به‌کالج‌ دلخواهمون بریم...

~~~ ~~~

فیزابل:وای دختر‌ چه‌ شانسی‌ اون‌ مثل‌ خودت‌ خرخونه‌... به نظرت‌ کی‌ میتونه‌ باشه‌؟


ادامه‌ دارد.....
دیدگاه ها (۷)

نسخه های دیگر من.. نیکزاد افرسی نیا

پارت۴

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

پارت چهارم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتهمراه جیا وارد کلاس شدیم و...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

پارت 7ویو آتبعد از کلاس، آت برگه‌ی پروژه رو برداشت و سمت جین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط