.
.
به تو که فکر میکنم
در خون من جریان پیدا میکنی
و قلبم هر دقیقه ۸۰ بار
تو را به تمام بدنم پمپاژ میکند
عاشق آن لحظه ام که رگ های مغزم
از تو پر میشود
این موقع است که
دیگر مهم نیست کجا جنگ باشد
دیگر مهم نیست سیل کجا را زیر آب برده است
دیگر هیچ چیز مهم نیست
در این موقع
فقط میخواهم آرام
یک گوشه بنشینم
چشمانم را ببندم
و از تویی که در من جریان داری
نهایت استفاده را ببرم،
این لحظه است که
کلمات در مغزم به هم وصل میشوند
و جمله ها را تشکیل میدهند
جمله ها سطر ها را
و در نهایت
شعری از تو سروده میشود.
این الگوریتم سرودن از توست
که من هر روز مدام به آن دچار میشوم مهـــ❤ــــــرم
. . .
به تو که فکر میکنم
در خون من جریان پیدا میکنی
و قلبم هر دقیقه ۸۰ بار
تو را به تمام بدنم پمپاژ میکند
عاشق آن لحظه ام که رگ های مغزم
از تو پر میشود
این موقع است که
دیگر مهم نیست کجا جنگ باشد
دیگر مهم نیست سیل کجا را زیر آب برده است
دیگر هیچ چیز مهم نیست
در این موقع
فقط میخواهم آرام
یک گوشه بنشینم
چشمانم را ببندم
و از تویی که در من جریان داری
نهایت استفاده را ببرم،
این لحظه است که
کلمات در مغزم به هم وصل میشوند
و جمله ها را تشکیل میدهند
جمله ها سطر ها را
و در نهایت
شعری از تو سروده میشود.
این الگوریتم سرودن از توست
که من هر روز مدام به آن دچار میشوم مهـــ❤ــــــرم
. . .
- ۸۹۹
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط