{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهااین باران هم عجیب بادلم بازی میکند

این روزهااین باران هم عجیب بادلم بازی میکند

وقتی میبارد دل دل میکنم برای قدم زدن

برای خلوت باخدا

خودمانی بگویم سرخالق رامیخورم ازبس که حرف میزنم

وقتی کارم به گریه میرسد باران هم بیشترهمراهی میکند

منوباران وخدارفاقت چندین وچن ساله داریم

ازوقتی که تنهاشدم بامنند

جایه خیلی هارابرایم پرکرده

حتی تورفیق
دیدگاه ها (۳)

این روزها این باران هم عجیب با دلم بازی می کندوقتی می بارد د...

میدانستم عاشق بارانی ،آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی...

بادشکن پارت ۱۷به دلیل اینکه کافه کافه ی معروفی بود کاملا پر ...

هیچ کس با من نیستمانده ام تا به چه اندیشه کنممانده ام در قفس...

برای تو...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط