{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب میروند دستانم

خواب میروند دستانم
به تو که فکر میکنم
جهان مختل میشود
ساعت به عقب برمیگردد
سرگیجه میگیرد ساعت مچی ام
به دستبندی که برایم خریدی نگاه میکنم
این همه دارایی من از این جهان است.
بببین چقدر فقیرم...
دیدگاه ها (۲)

یادش بخیر بچگی هامون تا حوصلمون سر میرفت مامان میگفت برو دم ...

دلم را 💕 که مرور می‌کنمتمام آن از آنِ توست

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم🍁 ولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلد...

همچون انارخونِ دل از خویش می‌خوریمغم پروریمحوصله‌یِ شرحِ قصه...

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ²امروز از اتوبوس جا ماندم.....

سلاممممم میدونم پارت قبلی مزخرف بود ولیبه این پارت حس خوبی د...

پارت بیست و یکم - قاتل عاشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط