( 3 تفنگدار )
( 3 تفنگدار )
پارت۱۷۴
لحظه ای از این بهتر نبود آن مبل کوچیک ای که هر دو را جای گیر کرده بودن و دراز کشیدن بودن برای عشق بازی هم کم تر نبود
باز هم نرم خندیدن و این بار یوری تند گفت
یوری ؛ شیطون
جیمین سرس را بیشتر نزدیک نمود سپس تند گفت
جیمین : جوری شیطون میشم برات که نفهمی به کی گفتی شیطون
دستش را بیشتر دور یوری چرخاند سپس بیشتر او را به اغوشش نزدیک کرد یوری در حالی که سرش را روی بازو جیمین گذاشته بود و آن مبل کوچیک برای هر دو نزدیکی زیادی فراهم کرده بود. ... جیمین سخت زانویش را به زانو یوری نزدیک کرد سپس آروم گفت
جیمین : شیطونی؟... آره .. سپس لبش را با زبانش خیس کرد و آروم لب یوری را بوسید در همین حالت بود که هر دو ریز خندیدن .. جیمین همان گونه ای که صورتش نزدیک صورت یوری بود گفت
جیمین : وقتی اینجوری باشیم .. فکر میکنم مست چیزی هستم
یوری تند خندید .. ولی با یاد آوری چیزی خندش محو شد .. جیمین نگران نگاهش کرد .. جیمین : چی شده ؟
یوری : ای وای فراموش کردیم اون سوک .. اونی گفته بود که امروز بچه رو سقت میکنه
تند روی مبل نشست سپس نگران چهار انگشت اش را در موهایش برد جیمین تند نشست
جیمین : پس چیکار کنیم ؟ ..
یوری : اونا یه شبو با هم رابطه داشت انگار همون شب .. ولی اوپا یادش نیست .. باید یه کاری بکنیم زود باش ..
جیمین کلافه گفت : آخه ما میتونیم چیکار کنیم چطوره هر دو رو تو یک اتاق زندونی کنیم تا آشتی کنند
یوری تند و بلند خندید سپس زل زد به جیمین سپس موهایش را نوازش کرد و بهم ریخت
یوری : آخه تو چقد سریال نگاه میکنی عشقم
جیمین. : عه گفتی عشقم ؟ تو گفتی ... یوری تند خندید و بلند سد سپس با بلند و صدا خنده اش گفت
یوری : نه اشتباه شنیدی
جیمین تند بلند شد سپس مچ دست یوری را گرفت و سمت خودش کشاند تند چشم در چشم های یوری دوخت سپس با عشق گفت
جیمین : نه اشتباه نمیکنم اصلا
یوری : ای بابا جیمین باید بریم !
جیمین دست دیگرش را دور کمر یوری حلقه کرد و به خودش نزدیک اش کرد خبیصانه خندید و تند گفت.... جیمین : تو اسمم رو گفتی و اولین نفری هستی که در این وضعیت وایستادی
یوری صورتش را بلند کرد سپس تند لپ جیمین را محکم بوسید ..
یوری : بریم زود باش باید زوج زیبا رو نجات بدیم .. خب اول تو باید بری پیشه اون سوک تا وقتی کار از کار نگذشته منم پیش تهیونگ....
شرط پارت بعدی.....
۹۰ لایک ۱۰۰ کامنت
میرسونید دیگه ... قوبنتون
پارت۱۷۴
لحظه ای از این بهتر نبود آن مبل کوچیک ای که هر دو را جای گیر کرده بودن و دراز کشیدن بودن برای عشق بازی هم کم تر نبود
باز هم نرم خندیدن و این بار یوری تند گفت
یوری ؛ شیطون
جیمین سرس را بیشتر نزدیک نمود سپس تند گفت
جیمین : جوری شیطون میشم برات که نفهمی به کی گفتی شیطون
دستش را بیشتر دور یوری چرخاند سپس بیشتر او را به اغوشش نزدیک کرد یوری در حالی که سرش را روی بازو جیمین گذاشته بود و آن مبل کوچیک برای هر دو نزدیکی زیادی فراهم کرده بود. ... جیمین سخت زانویش را به زانو یوری نزدیک کرد سپس آروم گفت
جیمین : شیطونی؟... آره .. سپس لبش را با زبانش خیس کرد و آروم لب یوری را بوسید در همین حالت بود که هر دو ریز خندیدن .. جیمین همان گونه ای که صورتش نزدیک صورت یوری بود گفت
جیمین : وقتی اینجوری باشیم .. فکر میکنم مست چیزی هستم
یوری تند خندید .. ولی با یاد آوری چیزی خندش محو شد .. جیمین نگران نگاهش کرد .. جیمین : چی شده ؟
یوری : ای وای فراموش کردیم اون سوک .. اونی گفته بود که امروز بچه رو سقت میکنه
تند روی مبل نشست سپس نگران چهار انگشت اش را در موهایش برد جیمین تند نشست
جیمین : پس چیکار کنیم ؟ ..
یوری : اونا یه شبو با هم رابطه داشت انگار همون شب .. ولی اوپا یادش نیست .. باید یه کاری بکنیم زود باش ..
جیمین کلافه گفت : آخه ما میتونیم چیکار کنیم چطوره هر دو رو تو یک اتاق زندونی کنیم تا آشتی کنند
یوری تند و بلند خندید سپس زل زد به جیمین سپس موهایش را نوازش کرد و بهم ریخت
یوری : آخه تو چقد سریال نگاه میکنی عشقم
جیمین. : عه گفتی عشقم ؟ تو گفتی ... یوری تند خندید و بلند سد سپس با بلند و صدا خنده اش گفت
یوری : نه اشتباه شنیدی
جیمین تند بلند شد سپس مچ دست یوری را گرفت و سمت خودش کشاند تند چشم در چشم های یوری دوخت سپس با عشق گفت
جیمین : نه اشتباه نمیکنم اصلا
یوری : ای بابا جیمین باید بریم !
جیمین دست دیگرش را دور کمر یوری حلقه کرد و به خودش نزدیک اش کرد خبیصانه خندید و تند گفت.... جیمین : تو اسمم رو گفتی و اولین نفری هستی که در این وضعیت وایستادی
یوری صورتش را بلند کرد سپس تند لپ جیمین را محکم بوسید ..
یوری : بریم زود باش باید زوج زیبا رو نجات بدیم .. خب اول تو باید بری پیشه اون سوک تا وقتی کار از کار نگذشته منم پیش تهیونگ....
شرط پارت بعدی.....
۹۰ لایک ۱۰۰ کامنت
میرسونید دیگه ... قوبنتون
- ۲۱.۲k
- ۱۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط