{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شبــهای بـــارانی

این شبــهای بـــارانی

غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی

بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی

به احســــاست قســــــم یــــک شب

دلم می میرد از حسرت

………و

من اهسته میگویم :

تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی …..
دیدگاه ها (۱)

تو ساکنِ غرب تَرین غَربِ تِهرانی..!!مَن.. دَر شَرق ...

حقیقت دارد تو را دوست دارم در این باران می‌خواستم تو در انته...

کلافه کـــــرده ای مــــــراچـــــرا همیشه لبـــــخند هایتاز...

رسیده‌ام به تواما هنوز دلتنگ‌اَم.انگار به اشتباه‌ْ جای طلوعد...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

قصه ی ناتمام...بابام یه شب خوابید و دیگه بیدار نشدحسرت یه بغ...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط