تمآم تنم درد میکند

تمآم تنم درد میکُند؛
سلول‌هآیم مدام تکه تکه می‌شوند؛
می‌سوزند؛
خآکستر می‌شوند؛
یخ می‌زنند؛
دیگر جآن ندآرم،‌..خسته‌ام؛
و مَن!
در سکوت غوطه‌ورم..؛
عجیب است..!
هنوز؛نفس می‌کشم!!....

#DeadBreaths
#‌MHS~
دیدگاه ها (۷۶)

می‌توانی آنقدر خسته باشی؛که خواب را..که کابوس را..حتی مرگ را...

·سخت ترین بخش قضیه این بود که نه میتونستم به خودم امید داشته...

بکیهون چرخید و درحآلی کع قطره‌های اشکش دیگه بدون وقفه میچکید...

امکآن ندارد؛کسی تو رآ بیشتر از من دوست دآشته بآشد؛اصلاً حآضر...

9:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل در اتاق را کام...

صحنه;پارت دوازدهم

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط