Forest Vampire
Forest Vampire
Part 33
ته یان. هعییی خوبی؟چیشد یهو؟
ا/ت.............
ته یان. زنده اییی؟
ا/ت. ( در رو باز کرد و اروم ومد بیرون
ته یان. چیشدی اخه این غذای مورد علاقه ی همه اس همه اینحا عاشقشن چرا حالت یهو بهم خورد؟
ا/ت........ امممم.... خوب........ چیزه........من به گوشت روباه حساسیت دارم و نمیدونست توش از ون گوشت داره برای همین حالم بهم خورد
ته یان. ولی تا وقتی بهت نگفتم خیلی عادی داشتی میخوردی تازه خوشتم ومده بود اما همین که گفتم چیا توشه حالت بد شد؟ این اصلا منطقی نیستا.. ( مشکوک
ا/ت. گفتم که حساسیت دارم میخای باور کن میخای نکن ( خاست بره که ته یان چسبوندش به دیوار
ا/ت. ولممم کن چی میخای؟
ته یان. تو واقعا دختر عمه جونگ کوکی؟ ( مشکوک
ا/ت. بهت گفتم ولمم کننن
ته یان. جواب منو بده تو واقعا دختر عمه شی؟ یا یه فرد بدبخت که با دروغ خودشو به فرمانروا نزدیک کرده و خودش رو جای یکی از بانوان سلطنتی جا زده؟ ( چشماش قرمز شد و در کسری از ثانیه چهرش به شدت ترسناک شد و ا/ت به شدت ترسیده بود و قلبش تند میزد
ا/ت............... چی داری واسه خودت سر هم میکنی ؟ معلومه که من دختر عمه شم ( ترس
ته یان واقعا؟ ( لحن ترسناک
ا/ت. اره.... ولممم کن میخام برم (ترس
ته یان. اگه راست میگی بگو ببینم اسم مادرت چیه؟ ( لحن ترسناک
ا/ت.................
ته یان. چیه؟چیشد چرا جواب نمیدی؟ ( دندون های نیش بزرگ و ترسناکش رو به رخ ا/ت کشید تا بیشتر بترسه
ا/ت. معلومه که اسم مادرمو من میدونم
ته یان. پس بگو
ا/ت اسمش........ (اب دهنشو قورت داد از کحا باید اسم عنه جونگ کوک رو میدونست؟ الان فقط یه معجزه میتونه کمکش کنه
جونگ کوک. اینجا چه خبره؟ ( دست ا/ت و گرفت و کشیدش پشت سر خودش
ته یان. سریع چهرش تغییر کرد و به حالت عادی برگشت
جونگ کوک. چیکار دلشتتی باهاش میکردی؟
ته یان. چیزی نیست فقط داشتیم یکم باهم حرف میزدیم
جونگ کوک. چه حرفیه که یه گوشه خلوت و دوز از همه با تغییر چهره اس؟
ته یان. بهتره حواست به دختر عمه ات باشه چون به خیلی از چیزا حساسیت داره مثلا گوشت روباه شاید بعدا مغز گوزن و چیزای دیگه ام اضافه شد ( به طور ترسناکی به ا/ت خیره شد
جونگ کوک. ( فهمید ا/ت چی خورد و حالش بهم خورده)
جونگ کوک. به تو هیچ ربطی نداره ا/ت چی میخوره چی نمیخوره به چی حساسیت داره به چی نداره سرت تو کارت خودت باشه ته یان پاتو از گیلیمت دراز تر نکن چون اگه بخای بازم این کار تو چه بل ا/ت چه با هر دختز دیگه ای بکنی دمار از روزگارت در میارم ( چهرش ترسناک شد و با چشمای که مثل خون قرمزه شده بودن به ته یان نگاه کرد
ته یان. هومم باشه......... ( رفت
ا/ت. پشت سر جونگ کوک ایستاده بود از ترس خشکش زده بود قلبش خیلی تند میزد
جونگ کوک. (چهرش به حالت عادی برگشت)
جونگ کوک. خوبی؟ کاری که باهات نکرد؟
ا/ت. ( دل میزد و فقط به نشونه نه سرشو تکون داد قشنگ مشخص بود خیلی ترسیده
جونگ کوک. به من نگاه کن هعیی تموم شد نترس نمیزارم بهت نزدیکشه
ا/ت. به چشمای جونگ کوک نگاه کرد چشمای که مثل دوتا گوی سیاه درشت و براق بودن ا/ت یک دفعه بی اختیار جونگ کوک رد بغل کرد و بلند بلند تو بغلش گریه میکرد
جونگ کوک. ( تعجب کرد. و اما کم کم دستاشو بالا اورد و نوازشش کرد که این باعث شد ا/ت بیشتر گریه کنه این اولین باری بود که ا/ت بعد 20 سال تو بغل کسی گریه میکنه جونگ کوک هم اینو میدونست این چند روزی که ا/ت تو اتاقش بود کلی باهم راجب موضوع های مختلف حرف میزدن حسابی باهم دوست شده بودن برای همین اجازه داد تا ا/ت تو بغلش گریه کنه تا بلخره اروم بشه و هم چیز رو براش تعریف کنه..........
ادامه دارد........
Part 33
ته یان. هعییی خوبی؟چیشد یهو؟
ا/ت.............
ته یان. زنده اییی؟
ا/ت. ( در رو باز کرد و اروم ومد بیرون
ته یان. چیشدی اخه این غذای مورد علاقه ی همه اس همه اینحا عاشقشن چرا حالت یهو بهم خورد؟
ا/ت........ امممم.... خوب........ چیزه........من به گوشت روباه حساسیت دارم و نمیدونست توش از ون گوشت داره برای همین حالم بهم خورد
ته یان. ولی تا وقتی بهت نگفتم خیلی عادی داشتی میخوردی تازه خوشتم ومده بود اما همین که گفتم چیا توشه حالت بد شد؟ این اصلا منطقی نیستا.. ( مشکوک
ا/ت. گفتم که حساسیت دارم میخای باور کن میخای نکن ( خاست بره که ته یان چسبوندش به دیوار
ا/ت. ولممم کن چی میخای؟
ته یان. تو واقعا دختر عمه جونگ کوکی؟ ( مشکوک
ا/ت. بهت گفتم ولمم کننن
ته یان. جواب منو بده تو واقعا دختر عمه شی؟ یا یه فرد بدبخت که با دروغ خودشو به فرمانروا نزدیک کرده و خودش رو جای یکی از بانوان سلطنتی جا زده؟ ( چشماش قرمز شد و در کسری از ثانیه چهرش به شدت ترسناک شد و ا/ت به شدت ترسیده بود و قلبش تند میزد
ا/ت............... چی داری واسه خودت سر هم میکنی ؟ معلومه که من دختر عمه شم ( ترس
ته یان واقعا؟ ( لحن ترسناک
ا/ت. اره.... ولممم کن میخام برم (ترس
ته یان. اگه راست میگی بگو ببینم اسم مادرت چیه؟ ( لحن ترسناک
ا/ت.................
ته یان. چیه؟چیشد چرا جواب نمیدی؟ ( دندون های نیش بزرگ و ترسناکش رو به رخ ا/ت کشید تا بیشتر بترسه
ا/ت. معلومه که اسم مادرمو من میدونم
ته یان. پس بگو
ا/ت اسمش........ (اب دهنشو قورت داد از کحا باید اسم عنه جونگ کوک رو میدونست؟ الان فقط یه معجزه میتونه کمکش کنه
جونگ کوک. اینجا چه خبره؟ ( دست ا/ت و گرفت و کشیدش پشت سر خودش
ته یان. سریع چهرش تغییر کرد و به حالت عادی برگشت
جونگ کوک. چیکار دلشتتی باهاش میکردی؟
ته یان. چیزی نیست فقط داشتیم یکم باهم حرف میزدیم
جونگ کوک. چه حرفیه که یه گوشه خلوت و دوز از همه با تغییر چهره اس؟
ته یان. بهتره حواست به دختر عمه ات باشه چون به خیلی از چیزا حساسیت داره مثلا گوشت روباه شاید بعدا مغز گوزن و چیزای دیگه ام اضافه شد ( به طور ترسناکی به ا/ت خیره شد
جونگ کوک. ( فهمید ا/ت چی خورد و حالش بهم خورده)
جونگ کوک. به تو هیچ ربطی نداره ا/ت چی میخوره چی نمیخوره به چی حساسیت داره به چی نداره سرت تو کارت خودت باشه ته یان پاتو از گیلیمت دراز تر نکن چون اگه بخای بازم این کار تو چه بل ا/ت چه با هر دختز دیگه ای بکنی دمار از روزگارت در میارم ( چهرش ترسناک شد و با چشمای که مثل خون قرمزه شده بودن به ته یان نگاه کرد
ته یان. هومم باشه......... ( رفت
ا/ت. پشت سر جونگ کوک ایستاده بود از ترس خشکش زده بود قلبش خیلی تند میزد
جونگ کوک. (چهرش به حالت عادی برگشت)
جونگ کوک. خوبی؟ کاری که باهات نکرد؟
ا/ت. ( دل میزد و فقط به نشونه نه سرشو تکون داد قشنگ مشخص بود خیلی ترسیده
جونگ کوک. به من نگاه کن هعیی تموم شد نترس نمیزارم بهت نزدیکشه
ا/ت. به چشمای جونگ کوک نگاه کرد چشمای که مثل دوتا گوی سیاه درشت و براق بودن ا/ت یک دفعه بی اختیار جونگ کوک رد بغل کرد و بلند بلند تو بغلش گریه میکرد
جونگ کوک. ( تعجب کرد. و اما کم کم دستاشو بالا اورد و نوازشش کرد که این باعث شد ا/ت بیشتر گریه کنه این اولین باری بود که ا/ت بعد 20 سال تو بغل کسی گریه میکنه جونگ کوک هم اینو میدونست این چند روزی که ا/ت تو اتاقش بود کلی باهم راجب موضوع های مختلف حرف میزدن حسابی باهم دوست شده بودن برای همین اجازه داد تا ا/ت تو بغلش گریه کنه تا بلخره اروم بشه و هم چیز رو براش تعریف کنه..........
ادامه دارد........
- ۱۲.۸k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط