{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدمتکارا دلشون برای ات میسوخت کوک همه شونو اخراج کرد و فق

خدمتکارا دلشون برای ات میسوخت کوک همه شونو اخراج کرد و فقط هدمتکارای مادر رو اورد البته بجز اجوما خدمتکاری که مادر اون دختر بود گفت
#اره عزیزم برو ...میا دخترم
&بله مامان
+م..میا(اسم دوستش یادم نمیاد اینو گذاشتم و بگم این همون دوست ات هستش)
&ات
+میا(گریه و خنده و دووید توی بغلش)
#شما دوتا
&مامان این اتس که گفتم بهت
#ات جان
+خاله جون ...

چند دقیقه بعد
زینگ زینگ زینگ زینگ
+من باز میکنم
+رفتم جلوی در که .....
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی جین(وقتی که باهاش شوخی خرکی میکنی ولی به جاهای بد کش...

تکپارتی شوگا(علامت شوگا- علامت ات+)+سلام اسم من ات هست من چن...

داشتم حموم میکردم که دو جفت دست دورم حلقه شد یه هینی کشیدم ک...

دوستان عزیز بفرمایید کامنت

شب تولدم پارت 25همه داشتن به عمارت نگاه میکردن رفتم و سلام ک...

پارت ششم 🔥

پارت ۶ : ته : ای بابا باشه ببخشید جیمین : معذرت خوبه ات : ار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط