{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهایی
که مانده پشت ابهامت دلم با راز، تنهایی
شکایت می کنم ازغم درون دادگاه دل
دوباره می برد با خود مرا سرباز ،تنهایی
شده همدم به شبهایم درودیوار این خانه
وساعت باز میخواند به دل آواز، تنهایی
تولد یافت در فصل بهارم عشق بی رنگی
ندارد انتها انگار این آغاز ،تنهایی
چرا ای آسمان جایی نداری تا رها باشم؟
که با قلبی ترک خورده کنم پرواز ،تنهایی
دیدگاه ها (۲۲)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

برایم قصه میگوید صدای ساز تنهاییکه مانده پشت ابهامت دلم با ر...

می نویسم من برایت از دلم می کنم افشا من امروز راز خویشتو برا...

می نویسم من برایت از دلم می کنم افشا من امروز راز خویشتو برا...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط