برای من کافی ست
برای من کافی ست
وقتی که از تو لبریز می شوم
در باورِ نبودنت
غرق در احساسی ناتمام
تو در من زندگی می کنی
و آنقدر
در شعرهایم مانده ای
که دستهای من
همیشه از تو می نویسد
برای من کافی ست
که نامت را
میانِ آرزوهای برباد رفته ام
بنویسم
بنویسم که تو زیباترین
آرزوی بربادرفته ی منی
بنویسم که
تو
عشق قریبی هستی
در غربتِ روزهای ازدست رفته
در
غربتِ غریبِ آرزوهایم.
وقتی که از تو لبریز می شوم
در باورِ نبودنت
غرق در احساسی ناتمام
تو در من زندگی می کنی
و آنقدر
در شعرهایم مانده ای
که دستهای من
همیشه از تو می نویسد
برای من کافی ست
که نامت را
میانِ آرزوهای برباد رفته ام
بنویسم
بنویسم که تو زیباترین
آرزوی بربادرفته ی منی
بنویسم که
تو
عشق قریبی هستی
در غربتِ روزهای ازدست رفته
در
غربتِ غریبِ آرزوهایم.
- ۱.۴k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط