اول روضه می رسد از راه....

اول روضه می رسد از راه....
قد بلند است و پرده ها کوتاه...

آه از آنشب که چشم من افتاد...
پشت پرده به تکه ای از ماه....

بچه ی هیأتم من و حساس....
به دو چشم تو و به رنگ سیاه...

مویت از زیر روسری پیداست....
دخترِه...، لا اله الا الله....

به «ولا الضالین» دلم خوش بود....
با دو نخ موی تو شدم گمراه....
.
چشمهایم زبان نمی فهمند....
دین ندارد که مرد خاطرخواه....

چای دارم می آورم آنور.....
خواهران عزیز، یا الله....

سینی چای داشت می لرزید....
می رسیدم کنار تو... ناگاهـ..

پا شدی و شبیه من پا شد....
از لب داغ استکان هم آه....

وای وقتی که شد زلیخایم....
با یکی از برادران همراه.....

آی دنیا، همیشه خرمایت...
بر نخیل است و دست ما کوتاه..
دیدگاه ها (۵)

اول روضه می‌رسد از راه قد بلند است و پرده‌ها کوتاه

بچـہ ے هیئتم من و حســـاسبه دو چشم تو و به رنگ ِ سیاهمویت از...

آنچه از عشق تو آمد بر سرم ناگاه بوداتفاقات قشنگ ديگرى در راه...

باز تو... لا اله الّااللهمی کنی آخرش مرا گمراهدل من دل که نی...

روز و شب آرزوی من این استروز و شب چهره ی تو را دیدنزندگی لذت...

همه از هر کجا باشند از این راه می آیندبه سویت ای امین الله خ...

یاد باد آنکه ترا در دل کس راه نبودکسی از عشق من و حسن تو آگا...

🍒🌱بی+قرارم!+بگو+چه+باید+کرد؟چشم+هایم+،+زبان+نمی+فهمند!قصه+ام...

سفرنامه اربعینی (از آب گذشته)

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط