{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.39
e.3
چند ثانیه سکوت.

بعد جونگ‌کوک با همون صدای پایین گفت:

-مرسی که اجازه دادی حداقل همین‌قدر نزدیکت بمونم.

نفس ا.ت آروم رفت و برگشت.

+من اجازه خاصی ندادم.

جونگ‌کوک یه خنده خیلی کمرنگ کرد.

-می‌دونم. ولی ننداختی منو بیرون.

ا.ت با اینکه نباید، خیلی ریز لبخند زد.

+اینم دست من نبود.

جونگ‌کوک برگشت سمتش، هرچند بینشون هنوز فاصله بود.

-بازم… خوبه.

ا.ت چیزی نگفت.

ولی برای اولین بار بعد از اون همه دلخوری، حضور جونگ‌کوک توی یک اتاق، اون‌قدرها هم غیرقابل تحمل نبود.

و این دقیقاً همون چیزی بود که جونگ‌کوک می‌خواست؛
نه یه بخشش کامل،
فقط یه ترک خیلی کوچیک توی دیوار بلندی که ا.ت دور خودش کشیده بود.......
ادامه دارد.......
دستم به چوخ رفت
این پارت رو با ایده دوست جون جونیم حدیث نوشتممم
@me-mon
قربونش بشم من
همیشه کنارمه، توی سختی ها و شادی ها رو غم هام
مخزن راز هاشم و..........
خلاصه
بشه منه🥲
دیدگاه ها (۵)

my exp.40e.1نصفه‌شب بود.  اتاق تو سکوت مطلق فرو رفته بود، فق...

my exp.40e.2ا.ت حس کرد یه چیزی تو وجودش شکست.  اون همه نفرت،...

my exp.39e.2ا.ت مستقیم به جونگ‌کوک نگاه کرد.  جونگ‌کوک برخلا...

my exp.39e.1شروع تمرین‌های تور از همون روز اول دیوونه‌کننده ...

وقتی باهاش..... درخواستی

#p8:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره ا/ت شروع کرد به خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط