ای صنم با تو بگویم ز غم دل,چه کنم
ای صنم با تو بگویم ز غم دل,چه کنم
روز و شب منتظرت من بنشستم,چه کنم
من نمی خواهم کسی جز تو نمی خواهم کسی
به درت بس بنشستم تو نیایی چه کنم؟
غیر سیمای تو,من در نظرم نیست کسی
دیده ام سیل ز اشک است تو نباشی چه کنم
می و میخانه اثر بر من دیوانه نکرد
چشم تو ساغر من هست,نباشی چه کنم
"الی" از مهر تو آمد به درت مست و خراب
بنشینی و نیایی و نخواهی چه کنم؟
روز و شب منتظرت من بنشستم,چه کنم
من نمی خواهم کسی جز تو نمی خواهم کسی
به درت بس بنشستم تو نیایی چه کنم؟
غیر سیمای تو,من در نظرم نیست کسی
دیده ام سیل ز اشک است تو نباشی چه کنم
می و میخانه اثر بر من دیوانه نکرد
چشم تو ساغر من هست,نباشی چه کنم
"الی" از مهر تو آمد به درت مست و خراب
بنشینی و نیایی و نخواهی چه کنم؟
- ۹۰۴
- ۲۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط