هی رفیق میدانی چقدر خسته ام؟
هی رفیق میدانی چقدر خسته ام؟
تمام احساسم درد میکند
چشمهایم خون میبارد
گلویم بغض قورت میدهد
دلم آنقدر تنگ شده که
میلی به آفتاب روز بعد ندارم
وااای زخمهایم ...
درد دارم ، درد
بیخیال رفیق همیشگی من
بگذار ترا بسوزانم به رسم همیشه و تومرا آروم کن
چه خوب که تو هستی
چه خوب که ترا دارم
تمام احساسم درد میکند
چشمهایم خون میبارد
گلویم بغض قورت میدهد
دلم آنقدر تنگ شده که
میلی به آفتاب روز بعد ندارم
وااای زخمهایم ...
درد دارم ، درد
بیخیال رفیق همیشگی من
بگذار ترا بسوزانم به رسم همیشه و تومرا آروم کن
چه خوب که تو هستی
چه خوب که ترا دارم
- ۸۲۷
- ۲۷ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط