{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر

این شعر
تقدیم به اونهایی که دلشون برای
حرم امام رضا (ع)یه ذره شده !

حرم لبریز زائرها
مسافرها
مجاورها
گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها!
یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها!
و حالا هر کدام آرام
زبان واکرده در این ازدحام ، آرام :
" ببین این دست پینه بسته را آقا!
ببین این شانه های خسته را آقا!
به بیخوابی دو چشم خویش را مجبور کردم من!
به زحمت پول مشهد آمدن را جور کردم من!
نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را
به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را"

یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت!
یکی بالای گلدسته اذان میگفت!
صدا پیچید در صحن و حرم،
گویا در و دیوار با انصاریان میگفت :
" اللهم صل علی
علی بن موسی الرضا المرتضی..."
یکی بغض میان آه را میگفت!
یکی هم خستگیِ راه را میگفت!
جوان زائری در گریه هایش "آمدم ای شاه" را میگفت؛

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ، دلگیر حرم هستند!
همان هایی که جا ماندند و حالا پای تصویر حرم هستند...

السلام علیک یا غریب الغربا
دیدگاه ها (۳)

گاهی....برای رهاشدن اززخم های زندگی باید بخشید وگذشت ....مید...

خودت باشنه تندیسی که دیگران می خواهندوقتی روحت را قالب فکر د...

دلم هوای چشمان کبوتر کرده....

بعضیا کاری میکنن آدم از کامنت گذاشتن توبه کنه واقعا....

آیا این تصویر، شمایل واقعی امام رضا علیه‌السلام است؟روایتی ع...

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

Two

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

بسیار مهم.اولین لبیک به مردی که قیام نکرد.نماز مغرب و عشا را...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

حرم لبریز زائرهامسافرهامجاورهاگروهی آذری ها و گروهی از شمالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط